تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٧١
و سخن ابن عباس را به عنوان يك قانون كلى نپذيرفته است.
اسباب نزول: ابوالفتوح رازى در زمينه هاى گوناگونى كه دانشمندان علوم قرآنى درباره اسباب النزول، بدان پرداخته اند، سخنى نگفته است؛ اما اينكه شأن نزول آيات بسيارى را ياد كرده، نشان مى دهد كه اين امر نزد او بسيار مهم بوده است.
نسخ: ابوالفتوح در مقدمه تفسير خويش ناسخ را دليل شرعى مى داند كه بر زوال حكمى دلالت مى كند كه به نظر ثابت مى رسد؛ آن دليل شرعى پس از حكم اول صادر مى شود و اگر آن دليل نباشد، آن حكم ثابت باقى مى ماند؛ آن گاه ابوالفتوح جزئيات اين تعريف را به تفصيل بيان و منسوخ را چنين تعريف مى كند: «آن بود كه حكمش بگردانند يا تلاوتش به تلاوت آيه ناسخه يا به دليل ناسخ».
آن گاه انواع نسخ را همراه با نمونه هايى در مقدمه مى آورد و همه نوع حكمْ منسوخ به جز نسخ تلاوت، باقى را مى پذيرد و دو قسم ديگر را به دليل اخبار آحاد رد مى كند. وى نسخ قرآن به قرآن را جايز مى داند و در مورد نسخ قرآن به سنت معتقد است: «روا باشد به شرط آنكه مقطوع عليها باشد». [١] همچنين نسخ سنت را به قرآن و به سنت روا مى داند.م . همان، ج ۱، ص ۱۷۹.
شيخ در مورد تفاوت نسخ و بدا و تخصيص مى نويسد:
«نسخ اين است كه بيان كرديم، و بدا در لغت ظهور باشد. يقال: بدا له اذا ظهر له... . و بدا را چهار شرط است: يكى آنكه فعل، يكى باشد؛ يعنى مأمور به و منهى عنه؛ چنان كه يك چيز بفرمايد و هم از آن نهى كند، و مكلف و وقت و وجه يكى باشد. هر چه جامع بود اين چهار شرط را، بدا بود. مثال او چنان كه زيد را گويند كه نماز پيشين كن چهار ركعت، آنگه پيش از آنكه وقت درآيد، گويد: مكن. اين بدا باشد و اين