تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٢٣
غايب نيست از خداوند هيچ چيز؛ حتى مورچه ريز و حتى برگى كه از درخت مى افتد و حتى به قول بعضى از اهل علم، هر گاه برگ از درخت افتد، خداوند مى داند كه چند بار از اين رو به آن رو مى شود و او به اجزا و تفاصيل و مقادير همه چيز عالِم است و واجب است كه همه چيز معلوم خداوند [١] باشد. [٢]
براى جواب سؤال سوم مى نويسد: خداوند علم به معدومات دارد، چون شى ء در آيه «أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» (مائده: آيه ۹۷) هم شامل معدومات مى شود و هم موجودات و شى ء در آيه «وَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (بقره: آيه ۲۸۴) فقط به معدوم اطلاق مى شود چون موجود كه به وجود آمده است پس معلوم است، خداوند به معدوم قدرت دارد. [٣]
همچنين در آياتى چون: «وَ قَدْ خَلَقْتُكَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَكُ شَيْئاً» (مريم: آيه ۹) و نيز آيه: «يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ» (بقره: آيه ۱) به قيامت، «شى ء» اطلاق شده كه هنوز نيامده است. [٤]
پس استدلال ابوالفتوح در جواب اين سؤال چنين است: اولاً، به معدومات هم شى ء گفته مى شود و ثانياً، طبق آيه «أَنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» كه شامل هم موجودات مى شود و هم معدومات، خداوند، عالِم به شى ء است كه نتيجه گرفته مى شود او به معدومات هم علم دارد.
ابوالفتوح در مورد سؤال چهارم مى فرمايد: امتحان همان تكليف است. وى در ذيل آيه ۸۵ سوره طه: «قالَ فَإِنّا قَدْ فَتَنّا قَوْمَكَ...» مى نويسد: تفسير امتحان، شدت تكليف است. [٥]