تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ١٢٩
كلامها، قرآن است». [١]
بنابراين ابوالفتوح روش دوگانه اى به كار گرفته است. از سويى، سعى كرده است از لغات و تركيبات كهن و اصيل استفاده كند و از اين رو در مقايسه با برخى كتب تفسيرى فارسى آن دوران از لغات و اصطلاحات تازىِ كمترى بهره مى گيرد؛ ولى در فضاى ديگر، استناد به اشعار عرب و امثال، براى بيان لغات و قواعد عربيت در اين تفسير بيشتر از تفاسيرى چون كشاف و طبرى است؛ چنان كه استفاده از اشعار فارسى نسبت به استشهاد به اشعار عربى به مراتب كمتر است. البته نكات بلاغى كشاف زمخشرى بر روض الجنان رجحان دارد و در اين باره رازى كمتر به آن پرداخته است.
كاربرد آرايه هاى ادبى در تفسير
اگر چه ابوالفتوح بر مذاق و مزاج تفسير عرفانى ننوشته است و هدف اصلى وى آرايه هاى ادبى و صنعت پردازى نبوده است، اما در همان نثر مرسل او، آرايه هاى ادبى بسيار هنگام بيان نكات عرفانى و اشارى ديده مى شود؛ اگر چه از لحاظ كمى و كيفى در مقايسه با تفاسيرى چون كشف الأسرار ميبدى متفاوت و كم فروغ تر است. همچنين به هنگام ذكر نقل قولهايى كه با ترجمه از تفسير ثعلبى مى كند اين آرايه ها به وضوح جايگاه خود را نشان مى دهند. برخى از آرايه هايى كه روض الجنان از آنها بكار برده بهره برده است، به شرح زير مى باشد:
الف) سجع: «سپس خداى را... است و گسترنده... است آراينده... است، دارنده... است». (ج ۱، ص ۱)
ب) ترصيع: «مؤمن را خورد و خُفت، عبادتى باشد و منافق را خورد و گفت، عادتى باشد. مؤمن طالب سياست خود بود و منافق طالب رياست غير بود». (ج ۱، ص ۱۳۷)