تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٩٥
بيت فارسى به كار برده است و اين از آن رو است كه شيخ براى اعراب و يا معنى كلمات و وجوه مختلف ادبى كلمات قرآنى، به ناچار بايد از اشعار تازى شاهد بگيرد.
با اين همه، همين ابيات مختصر فارسى بسيار روان، نغز و زيبا است. شيخ به دليل شهرت سرايندگان، اسمى از ايشان نمى برد و تنها در سه مورد از حكيم سنايى، عنصرى و عروضى نام مى برد. بيشتر ابيات را نمى توان در غير اين تفسير ديد.
اشعارى كه رازى به كار برده، گاه براى موعظه و پند است كه پيش از شيخ نيز سرودن اين گونه اشعار از كسايى، ناصر خسرو، سنايى و معاصران وى سابقه داشته است.
در برخى موارد شيخ در ترجمه آيات، به اشعار فارسى روى مى آورد و گويى در پى آن است كه ترجمه آن آيات را به نظم پارسى ذكر كند و از اين رو، مى توان اين گونه اشعار را به خود شيخ نسبت داد. شيخ در تفسير آيه «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ» [١] اين رباعى را مى آورد:
۰ شاها همه فتح در سر رايت توستوين نادره بازپسين غايت تو است ۰
۰ هر چند كه لشكر عدو بى مدد است «كَمْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ» آيت تو است ۰
وى همچنين ذيل عبارتِ «كه تو را بندگى او به از آزادى ديگران است»، اين بيت را مى آورد:
۰ آزاد مكن ز بندگى هيچ مراكاين بندگى از هزار آزادى به ۰
۱۵. تفسير ابوالفتوح رازى و تفاسير ديگر
يكى ديگر از نكات قابل توجه در شناخت اين تفسير، مقايسه آن با تفاسير پيشين و پسين است كه در اين باره حقوقى نكاتى را بدين قرار مى آورد: