تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٥٦
اينك خلاصه اى از هر بخش:
معناى لغوى اعجاز: نويسنده با استفاده از كلام لغويان، چنين نتيجه گرفته كه فرو ماندن و ناتوان شدن و عاجز كردن كسى، از معانى لغوى اعجاز است. آن گاه به تعريف معجزه اصطلاحى و بيان آراى عالمان و قرآن پژوهان از جمله ابوالفتوح رازى پرداخته است و با تتبع در تفسير ابوالفتوح نتوانسته تعريف جامعى از معجزه بيابد، لكن از فحواى كلام شيخ در ذيل آيه ۱۳ سوره هود چنين نتيجه گرفته كه وى معجزه را امرى مقرون به تحدى مى داند كه كسى قادر به معارضه با آن نيست و آن دليلى بر صحت نبوت نبى و گواه صدق او در تمام دعاوى و گفتارهايش است. [١]
نويسنده در ادامه، تذكر مى دهد كه لفظ معجزه براى رساندن مفهوم مورد بحث در قرآن نيامده است؛ بلكه اين كتاب الهى براى رساندن اين معنا از واژه هايى چون: آية (آل عمران: آيه ۴۹)، بينة (فاطر: آيه ۲۵)، سلطان (هود: آيه ۹۷) و برهان (قصص: آيه ۳۲) استفاده كرده است و حقيقت معجزه در قرآن براى بازشناسى سره از ناسره، تحقق حق و ابطال باطل است.
تحدى و هماوردطلبى: آن هنگام كه آيات الهى بر پيامبر گرامى نازل مى شد، آنان كه اين آيات را سد راه منافع خود مى ديدند، به فكر رويارويى برآمدند كه قرآن برخى از صحنه هاى آن مقابله ها را آورده است. در يك جا مى فرمايد: «فَقالَ إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ يُو?ثَرُ * إِنْ هذا إِلاّ قَوْلُ الْبَشَرِ» . [٢] ابوالفتوح در ذيل اين آيه مى نويسد: سيار و حبر را خواستند، دو مرد بودند كه مشركان قرآن را به آنان حواله دادند و گفتند [پيامبر] از مسيلمه روايت مى كند و گفته اند كه [پيامبر] از اهل تأويل روايت مى كند. [٣]
يا در آيه ديگرى مى فرمايد: «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ...» . [٤] ابوالفتوح