تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٤١٥
اين نكته را هم نمى توان ناديده گرفت كه هميشه ميان طبرى و ابوالفتوح درباره مباحث فقهى، اتّفاق نظر وجود ندارد و چه بسا اختلاف نظر اين دو مفسّر بزرگ در مسائل فقهى بيشتر از نقاط مشترك و موافق هم باشد. بديهى است كه اين امر از اختلاف مذهب دو مفسّر سرچشمه مى گيرد. در بسيارى موارد، شيخ ابوالفتوح نظر طبرى را در باب مسائل فقهى آشكارا بيان مى كند و به صراحت نيز رد مى كند. گاهى آراى فقهى طبرى را در صورت اشتراك نظر عيناً نقل مى كند و در آن چند و چون و داورى نمى كند؛ به عنوان نمونه، در ذيل آيه ۲۴۱ سوره بقره درباره مَهر و مُتعه زنان چنين آورده است:
«... و چون فراق از جهت زن باشد، زن را نه مَهر رسد و نه مُتعه، و اين قول حسن بصرى و سعيد بن جُبَير و ابوالعاليه و اختيار محمد بن جرير طبرى». [١]
خلاصه ابوالفتوح تنها بازگوكننده صرف نيست؛ او گاهى بر طبرى خرده هم مى گيرد و آرا و احكام فقهى او را ردّ مى كند. براى رعايت اختصار، علاقه مندان را به موارد زير ارجاع مى دهيم و از يادكرد آنها مى پرهيزيم: بقره / ۱۸۰ و ۲۸۱ [٢] ، نسا / ۳۳ [٣] ، مائده / ۵ و ۳۳ [٤] .
حديث در روض الجنان
دانش تفسير در اساس بر مبناى تفسير قرآن با قرآن بنياد نهاده شد؛ زيرا بعضى آيات كلام اللّه برخى ديگر را تفسير مى كند. به تدريج استناد به احاديث نبوى، اقوال صحابه و تابعان نيز در تفسير آيات، به شيوه پيشين افزوده شد و از سده دوم و بلكه سوم هجرى، با ورود علوم ديگرى چون: لغت، صرف و نحو،