تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٤١٣
مباحث لغوى و ملاحظات نحوى در روض الجنان
تقريباً هيچ تفسير جامع و كاملى نيست كه در شيوه تنظيم و ترتيب تفسير خود، بخشى را به اشتقاق و وجوه متعدّد معانى الفاظ و از جمله معانى حقيقى، مجازى، استعارى و كنايى و ضبط اِعراب و حركات لغات قرآنى با استناد به آراى لغويان و شواهد شعرى عرب، اختصاص نداده باشد. اصولاً توضيح لغات در نخستين مرحله تفسير آيات، جزء رسوم تفسيرنويسى است. ابوالفتوح نيز در بخشى از اين تفسير خود به اين مهم عنايت كرده و به تناسب حال و مقام و به دور از اطناب، به معانى لغات، اشتقاق و ديگر مسايل لغوى پرداخته است.
ابوالفتوح در زمره كسانى است كه وجود واژگان دخيل در قرآن را رد مى كند و كلام خدا را بنا بر نصّ قرآنى كه در آيات متعدد باز نموده شده است، خالى از لغات عجمى و غير عربى مى داند:
«و گفته اند: طور كوهى است معيّن كه خداى تعالى بر او با موسى سخن گفت: و اين به لغت سريانى كوه باشد، و اگر چنين باشد، اتفاق اللّغتين بود؛ براى آنكه در قرآن جز تازى نيست». [١]
ابوالفتوح در نحو نيز همچون لغت ملاحظات و استنادهاى متعدّدى به تفسير طبرى و آراى محمد بن جرير طبرى دارد، در استناد به اقوال ابن جرير، احتياط و اجتهاد علمى لازم را توأم به كار مى گيرد.
يكى از مباحث درخور ذكر در اين باره، سخن از مرجع ضمير مكرر «ه» در عبارت قرآنى «به قَبْلَ موته» ، (نسا / ۱۵۹) است. ابوالفتوح مى نويسد:
«حسن و قتاده و ربيع بن انس و ابومالك و ابن زيد گفتند: هر دو راجع است با عيسى عليه السلام... جز كه بر اين قول آيه مخصوص باشد، و عطيّه از عبداللّه عباس، و محمد