تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٣٣
خود در زمين دانسته و در ادامه به برخى از ويژگيهاى درونى انسان اشاره كرده؛ چرا كه فرموده است:
«نامهاى چيزها را به آدم بياموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه كرد و گفت: اگر راست مى گوييد، مرا از نام اينها خبر دهيد. گفتند: منزهى تو! ما را جز آنچه خود به ما آموخته اى، دانشى نيست. تويى داناى حكيم. گفت: اى آدم! فرشتگان را از نام چيزها آگاه كن و...». [١]
در اين قسمت خواننده به علم لايزال خداوند از يك طرف و برترى علمى آدم بر فرشتگان از طرف ديگر آگاه مى شود. اينجا بود كه فرشتگان بر جهل خود آگاه مى شوند و بدان اعتراف مى كنند [٢] ؛ در حالى كه در ابتداىِ گفت وگو از اصل خلقت انسان ناراضى بودند و مى پنداشتند موجودى بهتر و عزيزتر از آنان نزد خداوند وجود ندارد. [٣]
به همين جهت بود كه حق تعالى در مورد آفرينش چنين موجودى ابراز مخالفت كردند. [٤] اكنون فرشتگان به جهل خود اعتراف مى كنند [٥] و در چنين شرايطى كه زمينه اثرپذيرى فراهم شده است، حق تعالى آنان را مأمور مى كند كه در مقابل اين آدم متهم به خونريزى [٦] سجده كنند [٧] و جالب اين است كه به جز يكى همه ملائكه سجده كردند.