تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣١٨
نيك مؤمن، معاصى او را از بين مى برد و احباط مى كند كه اصطلاحاً آن را تكفير مى نامند، و اين تكفير غير از آن چيزى است كه امروز از آن تعبير مى كنند. شيخ ابوالفتوح مى گويد:
« «وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ» ؛ آنان كه ايمان آرند و عمل صالح كنند، ما معاصى و سيّئات ايشان را مكفر كنيم، نه به معنى احباط؛ چرا كه به دليل عقل و شرع احباط باطل است. تأويل آيه اين است كه ما به فضل و كرم خود گناهان ايشان را عفو كنيم و اين براى آن تكفير خواند كه خداى تعالى اين عفو كند، به منزلت آنكه چيزى كفّارت چيزى كنند». [١]
وى در تفسير آيه: «مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللّهَ...» مى نويسد: «حكم همه كس و حكم همه گناهان اين است كه هر كس از آن توبه كند و آمرزش خواهد، خداى تعالى بيامرزد او را و در آيت دليل است بر صحت قول ما كه: نزد توبه، بر خداى تعالى واجب نيست كه بنده را بيامرزد، و نه نيز توبه اسقاط عقاب كند، بر احباط يا موازنه؛ بل اسقاط عقاب مى كند نزد توبه، به تفضّل؛ براى آنكه لفظ غفران و رحمت آورده و آن كس كه كارى واجب كند، نگويند: رحمت مى كند و يا مى آمرزد». [٢]
در تفسير آيه «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ» نيز مى گويد:
«آيه دليل است بر بطلان احباط؛ براى آنكه خداى تعالى گفته: هر خير و شرّى تا به مثقال ذرّه اى آن را جزا باشد و صاحبش ببيند، دليل نكند بر آنكه خداى تعالى مرتكب كبيره را نيامرزد، براى آنكه آيت مخصوص است به آيات أرجا». [٣]