تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٠٩
انجام گرفتن كارى مى دهد كه از فرجام آن بى خبر است و چون گذشت زمان و به دست آمدن آگاهيهاى تازه، فرجام نامطلوب كار را بر او روشن ساخت، از انجام گرفتن كار پشيمان مى شود و به اصطلاح براى او بدا حاصل مى گردد. نيك پيدا است كه اين معانى در باب حق تعالى كه علم او ذاتى و ازلى است، به هيچ روى راست نمى آيد، و اين از آن رو است كه مشيّت خدا ازلى است و مشيّت ازلى حق تعالى از ازل بر وقوع يا عدم وقوع كارها تعلّق گرفته و هيچ گاه از هيچ چيز غافل نبوده است. بدين ترتيب، به كار بردن لفظ بدا درباره خدا و انتساب آن به او، مانند هر لفظ ديگر كه دلالت بر حدوث و تجدّد كند، بر ذات مقدّس حق روا نيست.
ابوالفتوح استدلال و استناد به «ذبح اسماعيل» را كه مربوط به بداى حق تعالى دانسته اند، درست نمى داند و به نظر او خداوند حكمى را كه در اين باب صادر فرموده بود هيچ گاه نسخ نكرد؛ چرا كه فرمان حق به ابراهيم عليه السلام همانا فراهم آوردن مقدمات ذبح اسماعيل بود كه يكسره انجام شد و اين ابراهيم بود كه گمان برد دستور ذبح داده اند. [١]
تحليل و نقد نظريه ابوالفتوح:
به تعبير مرحوم شعرانى نظريه ابوالفتوح رازى درباره بدا بر اساس پايه ها و محورهاى زير چيده شده است:
۱. علم خداوند ذاتى و ازلى است؛
۲. مشيّت خداوندى هم ذاتى و ازلى است؛
۳. بدا، دلالت بر حدوث و تجدد مى كند؛
۴. حدوث و تجدد بر ذات حق روا نيست؛
۵. پس بدا بر خداوند روا نيست.