تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٠٨
نموده بود، پشيمان شود؛ خداوند منزّه تر از آن نسبت است، لكن بر ما واجب است كه معتقد باشيم به اينكه براى خداوند بدا هست و مراد از آن، اين است كه خداوند چيزى را خلق و ايجاد كند سپس او را معدوم و امر ديگرى را خلق مى كند؛ يا به چيزى امر مى كند، سپس بر اساس مصلحت از مثل آن نهى مى كند و بالعكس. بدا، مثل نسخ در شريعتها است؛ نظير: تغيير قبله، و تغيير عدّه وفات براى زنان.
خداوند مصلحت بندگانش را مى داند و از اين رو، به مدت محدودى به چيزى امر كند و بعد از آن، مصلحت را در ترك آن مى داند (كه اين البته بر بندگان مخفى است) و كسى كه اعتقاد داشته باشد به اينكه خداوند هر چه را بخواهد ايجاد يا محو مى كند و هر چه را بخواهد تقديم و تأخير مى اندازد، و به آنچه اراده اش تعلّق گرفته باشد امر مى كند، او اقرار به بدا براى خداوند كرده است. و چه اقرار و اذعانى بالاتر از آن، و بدا، ردّ قول يهود است».
نفى بدا از سوى ابوالفتوح رازى: در ميان دانشمندان شيعه كه نگاه مثبت و پذيرنده اى از مقوله بدا دارند، دو انديشمند را مى توان يافت كه با آنان هم داستان و هم باور نيستند و ديدگاهى منفى و منكرانه درباره بدا دارند: يكى ابوالفتوح رازى است و ديگرى خواجه نصيرالدين طوسى.
چون مقاله حاضر تناسب و پيوستگى ويژه اى با جناب ابوالفتوح دارد، فقط به طرح و تحليل و نقد نظر ايشان مى پردازيم. ابوالفتوح از بدا به نسخ فرمان پيش از زمان انجام گرفتن آن (نسخ الشى ء قبل وقت فعله) تعبير مى كند و تصريح مى كند كه: «بدا براى خداى تعالى روا نبود». [١]
بنا بر نظريه ابوالفتوح، بدا بر انسان روا است كه عالِم به علم محدث است و او از عواقب امور و رويدادهاى آينده آگاه نيست. وى با دانش محدود خود، دستور به