تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٣٠١
حىّ، سميع، بصير: خواجه نصيرالدين طوسى مى نويسد: «كُلُّ قادِرٍ عالِمٍ حَىٌّ بالضَّرُورَة». خداوند، عالم و قادر است و هر عالم و قادرى ناگزير حىّ است؛ پس خداوند حىّ است. [١]
ابوالفتوح رازى درباره صفت حىّ مى نويسد:
«حىّ، ذاتى بود حاصل بر صفتى كه امكان آن صفت محال نبودى كه عالم و قادر باشد، و اين صفت خداى راست، ذاتى است مقتضى ذات». [٢]
ابوالفتوح رازى، با قاضى عبدالجبار معتزلى موافق است و مى نويسد:
«اهل علم در او (معناى سميع و بصير بودن خداوند) خلاف كردند. بعضى گفتند: دو وصف زايد است بر ساير صفات. و بعضى گفتند: راجع است با عالِمى، يعنى عالِم است به مسموعات و مبصرات. و درست مذهب آن است كه مرجع او با حىّ است سميع و بصير، حىّ باشد كه آفت از او دور بود، و خداى تعالى در ازل سميع و بصير بود؛ براى آنكه حىّ بود و بر او آفت روا نه، و در لايزال وصف كنند او را بر آنكه سامع و مُبصر است؛ براى آن كه مرجع اين در لفظ با مُدرِكى است و مُدْرِكى موقوف باشد بر وجود مُدْرَك». [٣]
شايد منظور از دور بودن از آفت اين است كه: اين گونه نيست كه خداوند با حواس مى بيند يا مى شنود.
صفات سلبى
فرا مكان بودن: متكلمان در مورد اين صفت استدلال كرده اند به اينكه وجوب وجود، با مكان و تحيّز كه مقتضى نيازمندى است، منافات دارد؛ زيرا مكان خالى از اكوان حادث (حركت، سكون، اجتماع و افراق) نيست، و هرچه از اينها خالى نباشد، حادث