تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٩٧
اهميّت ويژه اين مسئله موجب شده است كه متكلمان احياناً آن را در فصلى جداگانه از ديگر صفات الهى مطرح كنند. به همين دليل، ما نيز قبل از آنكه به بحث درباره صفات ثبوتيه و سلبيّه خداوند بپردازيم مسئله توحيد را مطرح مى سازيم، و از آنجا كه توحيد صفاتى، با توحيد ذاتى رابطه بسيار نزديك دارد، آن دو را يكجا بررسى مى كنيم:
اقسام توحيد
الف) توحيد ذاتى: يعنى ذات خداوند يكتا است. يگانگى ذات دو معنا دارد: اول آنكه: ذاتى كه در هستى خود، بى نياز از علّت است، فقط خداوند است و در بى نيازى از علت، بى همتا و بى شريك است. دوم: ذات خداوند، مركب از اجزا نيست و هيچ گونه كثرت و تعدّد در ذات الهى راه ندارد و همان گونه كه تركيب (اعم از تركيب در اجزاى عقلى مانند تركيب ماهيّت از جنس و فصل، تركيب در اجزاى مادّى و عنصرى، مانند: موجودات طبيعى كه از عناصر و اتم مواد تركيب شده اند و تركيب ماده و صورت كه نظر فلاسفه آن است كه جسم مركب از ماده و صورت است) در حق واجب الوجود بالذّات محال است، وجود دو واجب نيز محال است؛ زيرا فرض دوگانگى، مستلزم اين است كه هر يك از دو واجب الوجود، مركب از ما به الاشتراك و ما به الامتياز باشد، زيرا وجود، دو فرد از يك حقيقت در صورتى ممكن است كه آن دو فرد، در عين اينكه در اصل آن حقيقت مشترك اند، هر يك از ويژگى خاصّى برخوردار باشد و در نتيجه هر يك از آن دو، مركّب از دو جهت است؛ جهت اشتراك، و جهت امتياز. تركيب چون مستلزم محدوديّت و نيازمندى است، با بى نيازى مطلق واجب الوجود بالذّات منافات دارد.
ب) توحيد صفاتى: خداوند در صفات خود بى همتا است؛ زيرا اولاً، صفات خدا از خود او است و كسى به او نداده است. ثانياً، صفات كمال او غير متناهى و نامحدود