تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ٢٤٠
موسى نسبت مى دهد. ابوالفتوح در ذيل آيه مى فرمايد اين شك، غير از شك افراد معمولى است؛ چون حضرت ابراهيم از خداوند اطمينان قلب درخواست مى كند؛ يعنى قبول دارد و اطمينان بيشتر مى خواهد. [١]
۴. خداوند در آيه ۱۱۷ توبه: «لَقَدْ تابَ اللّهُ عَلَى النَّبِيِّ» فرموده پيامبر توبه كرد، و اگر گناه نباشد، توبه هم نيست. وى در ذيل آيه فرموده: توبه پيامبر بر سبيل خضوع و خشوع و انقطاع است با خداى تعالى [٢] ، و در ذيل آيه ۱۰۶ سوره نسا مى نويسد: نهى بسيار باشد براى كسانى كه گناه نمى كنند. [٣]
۵. چرا پيامبران نهى شده اند يا به خدا پناه مى برند؛ چنان كه در آيه ۴۷ سوره هود: «رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ» آمده است. ابوالفتوح مى نويسد اين نهى، لطف خداوند است؛ چون خداوند با اينكه مى داند آنها منهى عنه انجام نداده اند، ولى اين نهى را مى كند تا در حق آنها لطف كرده باشد؛ همان گونه كه خيلى اوقات ما به خدا پناه مى بريم از جذام و انواع مرضهايى كه نداريم. [٤]
۶. در آيه ۲ و ۳ انشراح: «وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ * الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ» وزر يعنى گناه. ابوالفتوح مى فرمايد وزر يعنى بار گران؛ يعنى تكليف را بر تو آسان كرديم. [٥] و بنابراين دلالت بر گناه و عدم عصمت نمى كند.
دورى پيامبران از عيوب جسمى و روحى
آيا پيامبران در عين حال كه خودشان پاك هستند، پدران و اجداد آنها هم پاك بوده اند؟ و چرا از عيوب بايد پاك باشند؟ شيعه در اين زمينه معتقد است كه بايد پدران پيامبران