تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ١٩٦
استرجاع كردن يعنى «إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» گفت: استرجاع كرد و فرود آمد از راحله و كنار گرفت و در نماز استاد و دو ركعت نماز كرد. (همان، ص ۲۵۸).
مكافات كردن براى معناى تلافى كردن، پاداش دادن: او مرا مادرى كرده مرا بپرورد، خواستم كه او را مكافات كنم (همان، ص ۱۸۸).
۲. گرته بردارى؛ گرته بردارى در برابرسازى براى تركيبات عربى يا حالات دستورى.
منظور از گرته بردارى اين است كه اجزاى متشكل يك زبان به گونه جدا جدا از اجزاى تركيب عربى (يا هر زبان ديگر) ترجمه شده و در كنار هم قرار گرفته باشد؛ چنان كه در زبان مقصد آن رسايى زبان مبدأ را ندارد، اما در زبان اوليه به خوبى معنا مى دهد؛ مانند كلمه مغزشويى، راه آهن، دوش گرفتن، تاكسى گرفتن [١] كه همه گرته بردارى اند؛ زيرا القاى فرهنگى شستن مغز نيست و حداكثر شستن فكر است. راه، آهنى نيست؛ بلكه قطار از قسمتى خاص از راه عبور مى كند، دوش، گرفتنى نيست زير دوش رفتن است و تاكسى سوار شدنى است و نه گرفتن.
در ميان مترجمان و مفسران قرآن گرته بردارى معمول بوده و لغات عربى را به صورت جدا جدا به زبان فارسى انتقال مى داده اند؛ مثلاً در برخى ترجمه هاى قرآن كلمه استرق السمع در آيه هيجدهم سوره حجر به «دزديده گوش داشت» ترجمه شده؛ در حالى كه سخنى را به دزدى گوش دادن، غير از گوش دزديدن است. [٢] همچنين مترجمى اجل مسمى (بقره: آيه ۲۸۲) را به «زمانى نام زد كرده»، برابرسازى كرده است. [٣]