تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ١٧٩
خراشيده شود و از اينجا بيل را محسد گويند كه آلت خدش است... و كراهت، را حسدل گويند به زيادت لام؛ چنان كه عبد را عبدل گويند». [١]
آن گاه به مسائل و مباحث مربوط به اين واژه و معنا و حقيقت آن مى پردازد و در مصداق آن سخن مى گويد و اوصاف اين معنا را شرح مى دهد.
همچنين بحث مفصل و جامع درباره مفهوم «اللّه » [٢] دارد و در اين جا قدرت واژه شناسى رازى مشخص مى شود و دانسته هاى او آشكار مى گردد.
۱. بيان وجه تسميه نامها
چنان كه ابوالفتوح رازى در بيان علت نامگذاريها سخن مى گويد و در اين باره اطلاعات ارزشمندى مانند ريشه و شقوق نامهاى خاص در اختيار خواننده مى گذارد؛ مثلاً درباره واژه آدم آورده است:
«آدم اسمى علم است بر وزن افعل... . گفتند براى آنش آدم خواند كه او را از اديم زمين آفريد. بعضى ديگر گفته اند براى آنكه لون او به اُدمه و سمره مايل بود و آدم در تازى سياه گونه باشد». [٣]
صرف و نحو عربى
از ديگر دانشهاى ابوالفتوح رازى كه در تفسير جلوه خود را دارد و نشان مى دهد كه تفسير تنها جنبه واعظانه ندارد و بر خلاف كسانى كه سبك تفسيرى روض الجنان را خطابى و عاميانه مى دانند، در مباحث صرفى و نحوى نيز اين تفسير غنى است و حاوى مطالب عالمانه زيادى است؛ به عنوان نمونه درباره «كاد» مى نويسد: