تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ١٧٦
نكته اى كه كاملاً روشن است، اينكه هم رازى و هم مترجمان تفسير منسوب به طبرى و هم ميبدى در كشف الأسرار و اسفراينى و بصائر يمينى در تفسيرها و ترجمه هايى كه از قرآن در فاصله قرن چهارم تا ششم عرضه كرده اند، تسلط بر لغت هر دو زبان آنان آشكار است؛ يعنى با آگاهى از زبان عربى به عنوان زبان مبدأ و زبان فارسى به عنوان زبان مقصد، دست به ترجمه و تفسير زده اند و مهارت و چيرگى بر الفاظ را در بخش ترجمه آيات و ترجمه درون تفسير و هم در متن تفسير مشاهده مى شود.
در تفسير ابوالفتوح رازى در بخش ترجمه آيات، به سبب تحت اللفظى بودن شيوه ترجمه، شاهد برابرسازى يك به يك الفاظ قرآنى و لغات فارسى هستيم؛ روشى كه در آن زمان بسيار معمول بوده و كمتر مترجمان از روشهاى ديگر (چون ترجمه فنى و برابر با زبان مقصد، ترجمه معنوى و محتوايى و ترجمه تفسيرى) استفاده مى كرده اند.
البته اگر ترجمه هاى آيات را در آغاز تفسير از ابوالفتوح رازى بدانيم، در بخش ترجمه هاى درون تفسير اين روش دگرگون مى شود و برابرى الفاظ با وسواس و احتياط كمترى به چشم مى خورد. [١]
به هر حال، ابوالفتوح رازى دانش واژه شناسى خود را كه متكى بر كتابهاى لغت چون العين و معانى القرآنها مى باشد، بروز و ظهور مى دهد و براى رسايى و بلاغت كلام، الفاظ هر دو زبان را به كار مى گيرد و به شرح مى پردازد و گاه براى بيان آنها از