تفسير پژوهي ابوالفتوح رازي - ایازی، سید محمد علی - الصفحة ١٣٥
خود نمايانده است؛ به عنوان نمونه: جزء پيشين فعل «بِ» به «بُ»، چون: «بُباشد» (ج ۱۷، ص ۴۶) يا «بُمانند» (ج ۱۷، ص ۲۵۰)
ب) بازيگردانىِ واجها و فرايندهاى آوايى
نويسنده تفسير روض الجنان چون ديگر منثور نويسان فارسى درى تا اواخر قرن ششم هجرى تحت تأثير لهجه هاى محلى بوده است و علت اصلى آن، اين است كه در اين دوران مرز ميان گفتار و زبان و گفتار و نوشتار هنوز به درستى مشخص نشده بود. نبود تعاملات فكرى و فرهنگى ميان صاحبان انديشه به دليل كمبود يا فقدان وسايل ارتباط جمعى و نبود صنعت چاپ و نشر كتاب باعث مى شد كه آگاهى آنان از افكار يكديگر دشوار باشد و در كنار دلايل ديگر باعث مى شد كه اصالت گويشهاى بومى حفظ گردد. يكى از فوايد بررسى اين تفسير در بعد ادبى، شناخت گويش مردم رى در عصر ابوالفتوح است.
در اينجا به برخى دگرگونيها در روض الجنان اشاره مى شود.
ـ فرايندهاى كاهشى (حذف) از نظر كمّى؛ چون: كاهش همزه آغازى مانند: سُتُره (= اُستره، يعنى: تيغ) (ج ۳، ص ۴۶) يا كاهش صامت «ن»: پيغمبراشان (پيغمبرانشان) (ج ۱، ص ۳۳)
ـ فرآيندهاى افزايشى؛ چون: فلانه (فلان)، زيلوا (زيلو) (ج ۱۲، ص ۷۶) اشكاف (شكاف) (ج ۱۹، ص ۳۱۱)
ـ فرايندهاى ديگرگونى و جايگزينى (ابدال)؛ چون: هنبار (انبار) (ج ۱۵، ص ۲۴۶) يا ورده (برده) (ج ۱۶، ص ۱۵۸)
فرآيند آوايى: آميخ و تركيب (ادغام)؛ چون: درستر (درست تر) (ج ۱، ص ۶۴)
ـ فرايند جا به جايى (قلب): مزغ (مغز) (ج ۳، ص ۴۳۶)
ـ حذف مصوتهاى كوتاه و ساكن كردن واج متحرك: خودْمان. (خودِمان)