دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٣
شمارى از احاديث ـ چنان كه ملاحظه گرديد [١] ـ تأكيد شده كه معرفت خداوند عز و جلجز از طريق شناخت اهل بيت : ممكن نيست . از سوى ديگر ، در برخى احاديث آمده كه شناخت اهل بيت : ، متأخّر از شناخت خداست . در دعايى كه امام صادق عليه السلام به زُراره آموخت ، مى خوانيم : اللّهُمَّ عَرِّفني نَفسَكَ فَإِنَّكَ إن لَم تُعَرِّفني نَفسَكَ لَم أعرِف نَبِيَّكَ ، اللّهُمَّ عَرِّفني رَسولَكَ فَإِنَّكَ إن لَم تُعَرِّفني رَسولَكَ لَم أعرِف حُجَّتَكَ ، اللّهُمَّ عَرِّفني حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إن لَم تُعَرِّفني حُجَّتَكَ ضَلَلتُ عَن ديني . [٢] خدايا! خودت را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانى ، پيامبرت را نخواهم شناخت . خدايا ! پيامبرت را به من بشناسان كه اگر پيامبرت را به من نشناسانى ، حجّت تو را نخواهم شناخت . خدايا ! حجّت خود را به من بشناسان كه اگر حجّتت را به من نشناسانى ، از دينم گم راه خواهم شد . از اين روشن تر ، سخن امير مؤمنان است . وقتى رئيس نصارا از ايشان پرسيد : «خدا را به محمّد شناختى و يا محمّد را به خدا ؟» ، امام عليه السلام در پاسخ فرمود : ما عَرَفتُ اللّه َ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ، ولكنِ عَرَفتُ مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله بِاللّه ِ . . . . [٣] خدا را به محمّد صلى الله عليه و آله نشناختم ؛ بلكه محمّد را به خدا شناختم . بنا بر اين ، چگونه مى توان بين اين دو دسته حديث ، جمع كرد؟ پاسخ ، اين است كه اين احاديث ، حاكى از نقش متقابل خداشناسى و شناخت اهل بيت عليهم السلام هستند . از يك سو ، شناخت پيامبر خدا و خاندان او ـ چنان كه در حديث اخير آمده ـ فرع خداشناسى است ؛ زيرا تا وجود خدا اثبات نشود ،
[١] ر . ك : ص ٣٨١ (راهنمايان شناخت خدا / اهل بيت) و ص ٥٠١ (ولايت و دوستى اهل بيت) .[٢] ر . ك : ص ٥٠٢ ح ٢٥٤٧ .[٣] ر . ك : ص ٣٦٨ ح ٢٤١٨ .