دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٠
پروردگارت بر هر چيزى گواه است ، كافى نيست؟» . راه سوم ـ كه به كار گيرى همه توان براى انجام دادن اوامر و رهنمودهاى الهى در زندگى است ـ راه رسيدن به بالاترين درجات خداشناسى ، يعنى معرفت شهودى است . راه اوّل و دوم ، تنها ارائه طريق است ؛ امّا راه سوم ، رسيدن به مقصود را تضمين مى نمايد : «وَ الَّذِينَ جَـهَدُواْ فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا . [١] و آنان كه با تمام توان براى ما بكوشند ، به راه هاى خود ، راهنمايى شان مى كنيم» . با پيمودن اين راه ، نه تنها انسان به بالاترين مراتب خداشناسى ، بلكه به بالاترين مراتب خودشناسى و جهان شناسى نيز نايل مى آيد . بنا بر اين ، مى توان گفت : صراط مستقيم الهى ، يكى بيشتر نيست و آن ، دينى است كه انبياى الهى براى تكامل انسان ارائه كرده اند و راه هاى ديگر ، در صورتى راه خدايند كه به اين شاه راه منتهى شوند .
راه ها به سوى خداوند ، به تعداد آفريده هاست
در اين جا اين سؤال قابل طرح است كه در كلام محدّثان و حكما آمده است : الطرق إلى اللّه عددَ أنفاس الخلائق . راه ها به سوى خداوند ، به تعداد آفريده هايند . بايد ديد اين جمله كه ، در كلام شمارى از محدّثان و حكما يك اصل مسلّم تلقّى شده و گاه به عنوان حديث نبوى هم مطرح مى شود ، آيا با وحدت صراط مستقيم الهى منافاتى دارد يا ندارد؟
[١] عنكبوت : آيه ٦٩ .