دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٦
دسته سوم ، نصوصى هستند كه طبيعت انسان را به گونه اى ترسيم مى كنند كه وقتى در بن بست سختى ها قرار بگيرد ، موانع شناخت ، از جلوى ديده جان كنار مى روند و در اين حال ، با همه وجود ، خدا را احساس مى كند و دست نياز به سوى آن بى نياز مى برَد . جمع بندىِ آيات قرآن در اين زمينه ، در كلام نورانى امام عسكرى عليه السلام بدين گونه آمده است : اللّه ُ ، هُوَ الَّذى يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ ، وتَقَطُّعِ الأسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ . [١] خداوند ، كسى است كه هر مخلوقى ، در نيازها و سختى ها و به هنگام قطع اميد از همه افراد ديگر و وسيله هاى غير از او ، بدو روى مى آورد .
معناى خداشناسى فطرى
خداشناسى فطرى ، دو معنا دارد : يكى خداشناسىِ عقلى و ديگرى خداشناسىِ قلبى . مقصود از خداشناسى عقلى ، اين است كه خداوند متعال ، عقل و انديشه انسان را به گونه اى آفريده است كه توجّه به هستى و نظام حاكم بر آن ، خود به خود و بدون اين كه نيازى به استدلال باشد ، اعتقاد به وجود خدا را در انسان ايجاد مى كند . خداشناسى قلبى نيز به معناى اين است كه انسان به حسب ساختمان روحى و سرشت ذاتى ، نيازمند و خواهانِ خدا آفريده شده و خداجويى و خداخواهى ، به صورت يك احساس ريشه دار و اصيل ، در ذات انسان قرار گرفته است . بنا بر اين ، خداشناسىِ فطرىِ عقلى ، از مقوله علم است و خداشناسىِ فطرىِ قلبى ، از مقوله احساس .
[١] ر . ك : ص ٣٨٤ ح ٢٤٣٤ .[٢] اعراف : آيه ١٧٢ .[٣] ر . ك : موسوعة العقائد الإسلامية : ج ٣ ص ٦١ ح ٣٤٢٣ .[٤] اعراف : آيه ١٠١ .[٥] ر . ك : موسوعة العقائد الإسلامية : ج ٣ ص ٦٠ ح ٣٤٢٢ .[٦] ر .ك : ص ٣٩٨ ح ٢٤٤٥ .[٧] ر . ك : ص ٤٠٢ ح ٢٤٥٠ .