دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥
٢٤٧٢.الكافى ـ به نقل از يعقوب بن اسحاق ـ : به امام عسكرى عليه السلام نوشتم . . . و پرسيدم : آيا پيامبر خدا پروردگارش را ديد؟ امام عليه السلام مرقوم فرمود : «خداوند متعال ، از نور عظمت خويش ، تا دوست داشت ، به دل پيامبرش نشان داد» .
٣ / ٣ ـ ٢
معناى ديدن خدا با دل
٢٤٧٣.امام صادق عليه السلام : ـ كه زبان آور ، سخنور و شجاع بود ـاميرمؤمنان بر منبر كوفه سخنرانى مى كرد كه مردى به نام ذِعلِب برخاست و گفت : اى اميرمؤمنان! آيا تو پروردگارت را ديده اى؟ فرمود : «واى بر تو ، اى ذعلب! من پروردگارى را كه نديده باشم ، عبادت نمى كنم» . گفت : اى اميرمؤمنان! چگونه او را ديده اى؟ فرمود : «واى بر تو اى ذعلب! چشم ها با نگاهِ سر او را نديده اند ؛ بلكه دل ها با حقايق ايمان [و تصديقات يقينى ، ]او را ديده اند . واى بر تو ، اى ذعلب! پروردگارم چنان لطيف [و ناپيدا] است كه به لطافت [جسمانى ]وصف نمى شود ، و چندان باعظمت است كه به عظمت ، وصف نمى گردد ، و آن سان بزرگ است كه به بزرگى ، وصف نمى شود ، و چنان سترگ است كه به درشتى [و غلظت جسمانى ]وصف نمى گردد . پيش از هر چيز است و گفته نمى شود كه : چيزى پيش از اوست . و پس از هر چيزى است و گفته نمى شود كه : بَعدى دارد . چيزها را خواسته است [يا : خواهنده چيزهاست] ؛ امّا نه با كوشش [و تلاش ، آن گونه كه ويژگى بشر است] ، و دريابنده [ى باطن ها ]است ، امّا نه با حيله . در همه اشيا هست ؛ امّا نه اين كه با آنها آميخته و يا از آنها جدا باشد . پديدار است ؛ امّا نه به نحو مباشرت (قابل رؤيت حسّى) . آشكار است ؛ امّا نه به نحو آشكار شدن [اشيا] براى چشم . دور است ، نه به مسافت ، [و ]نزديك است ، نه به نحو همجوارى» .