دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
٢٤١٤.امام على عليه السلام : خدا را به خدا بشناسيد ، و پيامبر را به پيام ، و اولياى امر را به امر به معروف كردن و عدالت ورزيدن و نيكى نمودن .
٢٤١٥.امام على عليه السلام ـ در دعايى كه به نوف بِكال به حقّ آن نامت كه به واسطه آن ، بر دوستان ويژه ات آشكار گشتى ، در نتيجه تو را يگانه دانستند و تو را شناختند ، پس به حقيقتت تو را پرستيدند ، از تو درخواست مى كنم كه خودت را به من بشناسانى تا حقيقتاً به تو ايمان آورده ، به ربوبيّتت اقرار كنم ، و مرا ـ اى معبودم ـ از كسانى قرار ندهى كه نام را بدون معنا مى پرستند ، و نيم نگاهى از آن نيم نگاه هايت به من بينداز كه با آن ، دلم را به [نور] معرفت خودت بويژه ، و معرفت اوليايت روشن گردانى ، كه همانا تو بر هر چيز ، توانايى .
٢٤١٦.امام على عليه السلام ـ در دعايى كه بعد از دو رك اى آن كه به خود بر خود راهنمايى كرد [١] و از هم جنس بودن با آفريدگانش منزّه است و از داشتن چگونگى ها مبرّاست!
٢٤١٧.الكافى ـ به نقل از على بن عقبه ـ : از اميرمؤمنان عليه السلام سؤال شد : پروردگارت را به چه شناختى؟ فرمود : «به آنچه خودش خود را به من شناسانده است» . گفته شد : چگونه خودش را به تو شناسانده است؟ فرمود : «هيچ صورتى همانند او نيست . با حواس ، حس نمى شود . با مردم ، مقايسه نمى گردد . در عين دورى ، نزديك است [و] در عين نزديك بودنش ، دور است . بالاتر از هر چيزى است ؛ ليكن نمى توان گفت : بالاى چيزى است . جلوى همه چيزها است ؛ امّا نشايد گفت : جلو دارد . داخل در چيزهاست ، نه چون داخل بودن چيزى در چيزى ، و بيرون از چيزهاست ؛ امّا نه چون بيرون بودن چيزى از چيزى . منزّه است آن كه چنين است ، و جز او [هيچ موجودى ]اين گونه نيست ، و او مبدأ هر چيزى است» .
[١] آفتاب آمد دليل آفتاب .