دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤
ج . آغاز كردن غذا با نمك (در صورتى كه خوردن نمك براى او ضرر نداشته باشد) ؛ [١] د . آغاز كردن از سبُك ترين غذاها ؛ ه . نخوردن غذاى داغ و خوردن غذاى نيم گرم ، پيش از آن كه سرد شود ؛ و . استفاده كردن از دست راست ؛ ز . كوچك گرفتن لقمه ؛ ح . خوب جويدن غذا ؛ ط . طولانى كردن نشستن سر سفره ؛ ى . گرامى داشتن نان و نگذاشتن آن زير ظرف غذا ؛ ك . استفاده كردن از آنچه از سفره مى ريزد (البتّه در منزل و در صورتى كه آلوده نشده باشد ، وگرنه كسى كه در صحرا غذا ميل مى كند ، بهتر است آنچه را كه از سفره مى ريزد ، براى حيوانات بگذارد) ؛ ل . امساك از خوردن غذا پيش از سير شدن كامل و در حالى كه قدرى از اشتها باقى است . بخش سوم . كارهايى كه هنگام غذا خوردن ، ترك آنها شايسته است ، كه عبارت اند از : الف . اسراف (زياده روى) در كيفيت و كميت خوراك ؛ ب . خوردن غذايى كه نسبت به آن بى ميل است ؛
[١] ممكن است توصيه به خوردن نمك در آغاز و پايان غذا در احاديث اسلامى ، براى مناطقى باشد كه به دليل تعريق فراوان ، نمك بدن آنها كاسته مى شود ، يا براى ضدّ عفونى كردن دهان باشد . البتّه ظاهر احاديث فراوانى كه به اين معنا توصيه كرده اند ، اين است كه خوردن اندكى نمك قبل از غذا و بعد از آن ، براى كسانى كه بيمارند ، مفيد است .