دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٣
١٩٠٥.عيسى عليه السلام : اى بنى اسرائيل! زياد نخوريد كه هر كه زياد خورَد ، زياد مى خوابد و هر كه زياد بخوابد ، كم نماز مى خواند و هر كه كم نماز بخواند ، از غافلان نوشته مى شود .
١٩٠٦.حلية الأولياء ـ به نقل از وُهَيب بن وَرد ـ : به ما رسيده است كه ابليس پليد ، بر يحيى بن زكريّا آشكار شد و بدو گفت : من مى خواهم تو را نصيحت كنم . يحيى گفت : «دروغ مى گويى . تو خيرخواه من نيستى ؛ امّا مرا از فرزندان آدم خبر ده» . ابليس گفت : آنان در نزد ما بر سه دسته اند : دسته اى از آنان بيشترين زحمت را براى ما دارند . و او را مى فريبيم و بروى مسلّط مى شويم ؛ امّا بلافاصله به استغفار و توبه پناه مى برد و همه زحمات ما را تباه مى كند . دوباره به سراغش مى رويم و دوباره او همان مى كند . بنا بر اين ، نه از او نااميد مى شويم و نه به مرادمان مى رسيم . بدين جهت ، در رنج و زحمتيم . دسته دوم ، در دست ما به سانِ گويى هستند كه در دست كودكان شماست . هر گونه كه بخواهيم ، آنها را به اين سو و آن سو مى افكنيم . اينها ، خود ، زحمت ما را كم كرده اند . دسته سوم ، مانند تو معصوم هستند و ما نمى توانيم با آنها كارى بكنيم . يحيى گفت : «به هر حال ، آيا تاكنون بر من چيره گشته اى؟» . گفت : نه ، بجز يك بار و آن هنگامى بود كه مشغول خوردن غذايى شدى ، و من پيوسته آن را برايت لذيذ جلوه مى دادم ، تا آن كه بيش از اندازه اى كه مى خواستى ، خوردى و در نتيجه آن شب خوابيدى و بر خلاف شب هاى پيش ، براى نماز بر نخاستى . يحيى به او گفت : «زين پس تا زنده ام ، هرگز از غذايى ، سير نخواهم خورد» . آن ناپاك به او گفت : من نيز زين پس ، هرگز آدميزادى را نصيحت نخواهم كرد .