دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٤
آينه هستى نظر كند ، ولى خداوند آفريننده هستى براى او در آن جلوه گر نباشد ، مگر آن كه در ديدش عيبى باشد . اين حقيقت قرآنى را اميرمؤمنان در جاهاى گوناگون و با چندين بيان و به گونه سحرآميزى كه قلب را شيفته مى كند ، بازگو كرده است . كلام ايشان در اين باره ، از رساترين بيان هاى خداشناسى از طريق آيات و نشانه هاست ، از جمله اين سخن ايشان : سپاس ، خداى را كه براى آفريده هايش با آفريدنش تجلّى كرده و در قلب آنان با محبّتش هويدا شده است . شما از اين عبارت ، به شتاب عبور مى كنيد ، واقعاً زيبايى و ژرفايى آن ، بى نياز از تعريف و توصيف است . تجلّى آفريدگار براى انسان ، چيزى نيست كه بتوان با نوشتن و گفتن بيان كرد . اين ، امرى است ذوقى و نظرى . طبيعى است كه هر كس مانند اميرمؤمنان ، على عليه السلام ذائقه جانش سالم و ديده بصيرتش نافذ باشد ، همه عالم هستى را آينه تمام نماى جمال و جلال خداوند مى داند .
تجلّى آفريدگار در آينه آفريده ها
درك تجلّى آفريدگار در آينه آفريده ها ، به تناسب ميزان استعداد ديد انسان ، قوّت و ضعف دارد . هر گاه موانع شناخت در انسان ، كمتر و توان رؤيت عقلى و قلبى بيشتر باشد ، تجلّى آفريدگارِ خجسته و والا در آينه آفريده ها در حس ، بيشتر و در درك ، عميق تر است . محقّق بحرانى در توضيح اقسام درك انسان ها از تجلّيات آفريدگار در آفريده ها ، انسان ها را به چهار گروه تقسيم كرده ، مى گويد : تجلّى خداوند به معناى آن است كه او شناخت خويش را از ره گذر