دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦١
٢٤٩٦.امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به اين پرسش كه دليل بر اين كه جهان سازنده اى دارد ، چيست؟ ـ : بيشتر دلايل در وجود خود من است ؛ چرا كه من از دو حال ، خارج نيستم : يا اين كه من خودم را ، در حالى كه موجود بوده ام ، خلق كرده ام و [اين فرض ، باطل است ؛ چون] ايجاد موجود ، محال است . يا اين كه نبوده ام و خودم را خلق كرده ام و چگونه چيزى كه نيست ، مى آفريند؟ پس ، چون ديدم كه اين دو فرض ، از هر دو جهت باطل است ، دانستم كه مرا سازنده اى و مدبّرى است .
٢٤٩٧.التوحيد ـ به نقل از هِشام بن حَكَم ، در داستان پس برايش اجازه گرفتم . وارد شد و گفت: اجازه مى دهى كه بپرسم؟ امام صادق عليه السلام فرمود: درباره هر آنچه مى خواهى، بپرس . پرسيد : چه دليلى است بر اين كه تو را سازنده اى است؟ امام عليه السلام فرمود : من خويشتن را از دو حال ، خارج نيافتم : يا خودم خويشتن را ساخته ام ، يا ديگرى مرا ساخته است . اگر خودم سازنده خودم بوده ام ، باز از دو حال خارج نيست : يا بوده ام و خودم را آفريده ام ، يا نبوده ام و خود را آفريده ام . اگر بوده ام و خود را آفريده ام ، با بودنم ، ديگر نيازى به آفريدنم نبوده است ، و اگر نبوده ام ، تو خود مى دانى كه معدوم ، چيزى را ايجاد نمى كند . پس ، شقّ سومى ثابت شد و آن ، اين است كه مرا سازنده اى است و آن ، خداوند ، پروردگار جهانيان ، است . أبو شاكر برخاست و جوابى نداد .