دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٩
٤ / ٣
انديشيدن در پيدايش جهان هستى
قرآن
«آيا از هيچ ، آفريده شده اند ، يا آن كه خود ، آفريدگار [خويش]اند؟ آيا آسمان ها و زمين را [آنان ]آفريده اند؟ نه ؛ بلكه يقين ندارند» .
«خدا آفريدگار هر چيز است» .
«گفت : بلكه پروردگار شما ، [همان ]پروردگار آسمان ها و زمين است كه آنها را آفريد ، و من بر اين ، از گواهى دهندگانم» .
ر .ك : انعام : آيه ١٤ ، يوسف : آيه ١٠١ ، فاطر : آيه ١ ، زمر : آيه ٤٦ ، شورا : آيه ١١ .
حديث
٢٤٩٣.امام على عليه السلام : ـ كه نشان [و ويژگى] آنها قرار داد ـستايش ، خداوندى را كه . . . حدوث آفريدگانش را دليل بر قديم بودن و هستى خويش قرار داد . . . ، و حدوث اشيا را بر ازلى بودنش گواه گرفت ، و ناتوانى اشيا را گواه بر قدرتش ، و نيست شدن را ـ كه فرجام گريزناپذير آنهاست ـ گواه بر جاودانگى خويش .
٢٤٩٤.امام على عليه السلام : ستايش ، خداوندى را كه ستايش خويش را به بندگانش الهام فرمود و آنان را بر شناخت ربوبيتش سرشت ؛ او كه آفريدگانش را دليل بر هستى خويش قرار داد و حدوث مخلوقاتش را نشان بر ازلى بودنش .
٢٤٩٥.امام على عليه السلام : امّا دليل بر نادرستى سخن كسى كه منكر حدوث [و معتقد به قِدَم عالَم ]است ، علاوه بر آنچه گذشت ، اين است كه وقتى مى بينيم اين جهانِ متحرّك ، زمان هايش و موجوداتش و حركاتش و پديده هايش و [خلاصه] هر آنچه در اين عالم است ، متناهى هستند و آنچه از ديد ما پنهان است نيز نهايتى دارد ، و [از سوى ديگر مى بينيم ]عقل [گذشته از وجود متناهى ،] به چيزى تعلّق مى گيرد كه نامتناهى است [١] ـ و اگر جز اين بود ، دليلى وجود نداشت كه عقل ، ميان اين دو [گونه موجود] فرق بگذارد ـ [پس ، ]چاره اى نداريم ، جز اين كه موجودى نامتناهى و معلوم و معقول و ابدى و سرمدى را اثبات كنيم كه معلوم نيست قُوايش محدود باشد ، و مقدور و تجزيه پذير و قسمت پذير باشد ، پس در اين هنگام ، لازم مى آيد كه نامتناهى همانند متناهى باشد [كه اين ، نشدنى است] . و چون اين براى ما ثابت شد ، در خِردهاى ما ثابت است كه آنچه نامتناهى است ، قديم و ازلى است . و هر گاه ثابت شد كه موجودى قديم و موجودى حادث وجود دارد ، [روشن است كه] آن موجود قديم كه آفريننده موجودات است ، از موجود حادثى كه آن را ايجاد كرده و آفريده و پديدش آورده ، بى نياز است . و با دليل عقلى برايمان ثابت است كه همو پديدآورنده چيزهاست و آفريدگارى جز او نيست . پس ، آفرين بر خداوند كه پديدآورنده هر پديده اى و سازنده هر ساخته اى است و چيزها را از هيچ ، ابداع كرده است . و هر گاه [اين سخن ، ]درست باشد كه : من قادر نيستم مانند خودم را پديد آورم ، محال است كه مانند من هم مرا پديد آورده باشد . پس ، آن كه پديدآورنده چيزهاست ، بسى برتر است از آنچه كج انديشان درباره او مى گويند .
[١] تعلّق عقل به موجود نامتناهى ، به تصوّرى است كه از آن دارد .