دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٦
در پاسخ كسى كه از ايشان پرسيد : «چگونه خدا ، خود را به تو شناسانده است ؟» فرمود : لا يَشبَهُهُ صورَةٌ ، ولا يُحَسُّ بالحَواسِّ ، ولا يُقاسُ بِالنّاسِ . [١] هيچ تصويرى ، شبيه او نيست و با حواس ، حس نمى شود و با مردم ، مقايسه نمى گردد .
٣ . شناخت خدا از طريق شهود قلبى
كامل ترين تفسير شناخت خدا به خدا ، شناخت او از طريق شهود قلبى است كه : «آفتاب آمد دليل آفتاب» . در شمارى از احاديث ، بدين تفسير اشاره شده است ، [٢] از جمله ، آنچه در احاديث ، از صُحُف ادريس ، نقل شده است : بِالحَقِّ عُرِفَ الحَقُّ ، وبِالنّورِ أُهتُدِيَ إِلَى النّورِ وبِالشَّمسِ أُبصِرَتِ الشَّمسُ . [٣] با حق ، حق شناخته مى شود و با نور ، به نور ره برده مى شود و با خورشيد ، خورشيد ديده مى شود . صدر الدين شيرازى ؛ در شرح اُصول الكافى ، درباره شناخت خدا به خدا مى گويد : شناخت خدا به خدا ، دو گونه است : يكى ، ادراك ذات او با شهود و عرفان ناب و ديگرى ، با تنزيه و تقديس . [٤] امام خمينى ؛ نيز در شرح عبارت «اِعرفوا اللّه َ باللّه ِ» مى گويد : پس از آن كه سالك إلى اللّه ، به قدم رياضت و تقواى كامل ، از بيت نفسْ خارج
[١] ر . ك : ص ٣٦٦ ح ٢٤١٧ .[٢] ر . ك : ص ٤٢١ (دل) .[٣] بحار الأنوار : ج ٩٥ ص ٤٦٦ به نقل از ابن متّويه .[٤] شرح اُصول الكافى : ج ٣ ص ٦١ .