دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٠
الشدائد ، أو من وله : إذا تحيّر وتخبّط عقله وكان أصله ولاه فقلبت الواو همزة لاشتقال الكسرة عليها ، أو من لاه مصدر يليه ليها ولاها : إذا احتجب وارتفع ، لأنّه تعالى محجوب عن إدراك الأبصار ومرتفع على كل شيء وعمّا لا يليق به . وقيل : إنّه غير مشتقّ وهو علم للذات المخصوصة وضع لها ابتداءا . وقيل : أصله «لاها» بالسريانيّة فعرّب بحذف الألف الأخيرة وإدخال اللام عليه . [١] در ريشه واژه الله اختلاف هست . مشهور اين است كه اين واژه عربى و از اله به معناى پرستيد مشتق شده است . و يا از اله به معناى حيران شد مى باشد ؛ زيرا عقل در شناخت او حيران است . يا از الهت الى فلان مى باشد كه به معناى با او آرامش يافته است ؛ زيرا دل مردمان با ياد او آرام مى گيرد و با شناخت او تسكين مى يابد . يا از أله به معناى به فغان آمدن از گرفتارى است . الهه غيره يعنى او را پناه داد ؛ زيرا عابد به او متوسل مى شود و او هم وى را پناه مى دهد . يا از أله الفصيل است كه اشتياق بچه به مادرش مى باشد ؛ زيرا بندگان در گرفتارى ها به درگاه او التماس مى كنند . يا از وله است وقتى كه عقل متحير و سر در گم مى شود و اصل آن از وِلا است كه به خاطر مكسور بودن ، و او ، تبديل به همزه شده است يا از لاه است كه مصدرش ليهاً و لاهاً مى آيد ؛ به معناى پوشيده شد و بالا رفت است ؛ زيرا خداوند از ديده ها پنهان است و از هر چه و هر شى كه شايسته او نيست برتر است . گفته اند : اين كلمه ، مشتق نيست و اسم علم براى ذات مخصوص است و از همان ابتدا براى آن وضع شده است . نيز گفته اند كه اصل آن از لاهاى سريانى است و معرب شده و الف آخر آن حذف شده و لام به آن افزوده شده است . بنا بر مشتق بودن لفظ جلاله ، كلمه «اللّه » به تناسب مبدأهاى اشتقاق آن ، داراى
[١] بحار الأنوار : ج ٣ ص ٢٢٦ .