دانشنامه ميزان الحكمه - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٢٣
٢١٨٨.امام صادق عليه السلام : ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـعمويم عبد اللّه بن على نزد پدرم آمد و از ايشان براى عمرو بن عبيد ، واصل و بشيرِ رَحّال ، اجازه شرفيابى خواست . پدرم به آنان اجازه داد . چون نشستند ، فرمود : «هر چيزى براى خود ، حدّى دارد كه بِدان منتهى مى شود» . در اين هنگام ، سفره آوردند و گستردند . آن سه نفر با خود گفتند : به خدا كه اكنون ، وقت مغلوب كردن اوست . پس گفتند : اى ابو جعفر! آيا اين سفره ، چيز هست؟ فرمود : «آرى» . گفتند : پس ، حدّ (قانون) آن چيست؟ فرمود : «حدّش آن است كه چون گسترده شد ، بسم اللّه گفته شود و چون جمع شد ، الحمدللّه گفته شود ، و هر شخصى از جلوى خودش بخورد و از جلوى ديگران چيزى بر ندارد .
٢١٨٩.مكارم الأخلاق ـ به نقل از فضل بن يونس در حديثى . . . به غلام دستور دادم ، لگن آورد . امام عليه السلام نزديك آن شد و فرمود : «سپاس ، خداوندى را كه براى هر چيزى حدّى قرار داده است» . گفتم : فدايت شوم! حدّ (قانون) اين لگن چيست؟ فرمود : «اين كه صاحب خانه آغاز [به شستن دست هايش ]كند تا ميهمانان به نشاط آيند ، و چون لگن آورده شد ، بسم اللّه گفته شود و چون برداشته شد ، حمد خدا گفته شود . سپس سفره را آوردند . گفتم : حدّ (قانونِ) اين چيست؟ فرمود : «اين كه هر گاه پهن شد ، بسم اللّه گفته شود و هر گاه جمع شد ، الحمد للّه گفته شود» . بعد ، خلال آوردند . گفتم : حدّ (قانونِ) اين چيست؟ فرمود : «اين كه سرِ آن را بشكنى تا لثه را خونى نكند» .