فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧٦ - تيس
تير
تير: از ابزار جنگ و شكار.
از آن به مناسبت در بابهايى مانند جهاد، سبق و رمايه و صيد و ذباحه سخن رفته است.
تير از آن جهت كه جزء ابزار جنگى است احكامى مانند جواز تهيّه از بيت المال دارد(-->ابزار جنگى)؛ و از آن جهت كه از آلات صيد و شكار است احكام خاصّى همچون اعتبار بُرندگى و تيزى دارد(-->آلات صيد)(-->تذكيه).
مسابقه تيراندازى حتى با شرط بندى مشروع است(-->رمايه).
تيراندازى -->رمايه
تيز
تيز: مقابل كُند.
تيز به آلتى گفته مىشود كه صفت برندگى دارد و از آن به مناسبت در باب صيد و ذباحه و قصاص سخن رفته است.
تذكيه:ذبح يا نحر حيوان با ابزارى از جنس آهن برنده، مانند كارد تحقق مىيابد و در موارد عدم دسترسى به آن و بيم تلف شدن حيوان، با هر وسيله برنده، مانند شيشه و سنگ تيز صحيح است.(١)
تيز كردن آلت ذبح پيش از ذبح، مستحب است(-->آلات تذكيه).(٢)
حيوان شكار شده با اسلحه در صورتى حلال است كه كشتن آن به سبب تيزى و برندگى و فرورفتن گلوله در بدن آن باشد(-->آلات صيد).(٣)
قصاص:آلت قصاص(-->آلات قصاص)واجب است تيز باشد تا موجب آزار و شكنجه زياد قصاص شونده نشود.(٤)
تيس
تيس: بز نر يك ساله.(١)
عرب، ماده بز يك ساله را «عَنْز» و نر آن را «تيس» مىخواند. از آن به مناسبت در باب حج ياد شده است.