فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣ - باکره
پرده دخترى با آميزش؛ اعم از راه مشروع يا نامشروع. ٣. عدم زوال پرده دخترى از طريق آميزش مشروع. ٤. زن شوهر نكرده.
در صدق عنوان باكره بر دختر شوهر نكرده داراى پرده بكارت شكى نيست. بنابر احتمال اوّل بر دخترى كه شوهر كرده ليكن قبل از زوال پرده بكارت طلاق گرفته يا شوهرش مرده عنوان باكره صادق است، بر خلاف احتمال چهارم كه با وجود پرده دخترى چون شوهر كرده است عنوان باكره بر او صدق نمىكند.
بنابر احتمال دوم بر دخترى كه پرده بكارت او از غير راه آميزش ـ همچون پريدن ـ زايل شده عنوان باكره صادق است؛ چنانكه طبق احتمال سوم بر زنى كه پرده بكارتش ازطريق آميزش نامشروع يا به شبهه(-->آميزش به شبهه)زايل گشته نيز عنوان بكر منطبق است.(١)البتّه مفهوم عرفى باكره همان معناى نخست است. از اين عنوان در باب نكاح سخن رفته است.
پدر و جدّ پدرى در امر ازدواج بر زن بيوه ولايت ندارند، ليكن در ولايت داشتن آن دو نسبت به باكره اختلاف شديد و اقوال گوناگونى وجود دارد: ١. استقلال ولىّ در تزويج باكره بدون نياز به اجازه وى. ٢. استقلال باكره در امر ازدواج خود بدون نياز به اذن ولىّ. ٣. تفصيل بين عقد دائم و موقّت و استقلال باكره در اوّل. ٤. عكس صورت سوم. ٥ . شراكت ولىّ و باكره و اعتبار اذن هر دو. ٦ . استقلال هر دو و اينكه هم ولىّ و هم دختر مىتوانند بدون اجازه ديگرى اقدام به تزويج يا ازدواج نمايند. از ميان اقوال يادشده مشهور قول دوم است؛(٢)ليكن بسيارى از معاصران مراعات اذن هر دو را ـ بنابر احتياط ـ لازم دانستهاند.(٣)
برخى نيز بين پدر و جدّ پدرى تفصيل داده، نسبت به جدّ پدرى قائل به ولايت نشده ولى نسبت به پدر و دختر هر دو قائل به ولايت شدهاند؛ بدين معنا كه عقد پدر بدون اذن دختر و بالعكس، نافذ است؛ هرچند درصورت اقدام دختر پدر مىتواند آن را نقض كند.(٤)
با توجّه به اختلافى كه در مفهوم باكره است اگر پرده بكارت دختر از غير طريق آميزش از بين برود بسيارى تصريح به