فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٩ - تبديل
كفنى كه نجس شده و امكان ازاله نجاست از آن ـ به شستن يا بريدن ـ نيست در صورت امكان واجب است به كفنى ديگر تبديل گردد.(٣)
صلات:امامت فردى كه در قرائت، حرفى را به حرفى ديگر تبديل مىكند، براى كسى كه صحيح نماز مىخواند بنابر مشهور جايز نيست.(٤)
زكات:در تعلّق زكات به چارپايان (گاو، گوسفند و شتر) و نيز درهم و دينار، گذشت يك سال از زمان تملّك آنها شرط است؛ از اينرو چنانچه در اثناى سال، آنها را به جنسى ديگر ـ حتّى بنابر مشهور به همجنس خود ـ تبديل كند، سال به هم مىخورد.(٥)
پس از سپرى شدن سال، عزلِ (كنار گذاشتن) مقدار زكات و تعيين آن جايز است؛ ليكن پس از عزل تبديل آن به مالى ديگر جايز نيست. برخى عدم جواز تبديل را ـ از اين جهت كه عزل تا زمانى كه زكات به دست مستحق نرسيده موجب تعيين آن نخواهد شد ـ مورد اشكال قرار دادهاند.(٦)
حج:اگر ارزش خانه يا غير آن از دارايى شخص، افزون بر مقدار لايق به حال وى باشد و تبديل آن عسر و حرجى نداشته باشد، در اينكه چنين شخصى مستطيع شمرده مىشود، تا تبديل، بر او واجب باشد يا نه، اختلاف است. نظر اكثر، قول اوّل است.(٧)
جهاد:اگر ذمّى(-->اهل ذمّه)از آيين خود به آيينى همچون بودايى و بهائيت كه از نظر اسلام به عنوان آيين آسمانى شناخته نمىشود، بگرود، از او پذيرفته نمىشود؛ ليكن در اينكه محكوم به چه حكمى است، اختلاف است. برخى گفتهاند: يا بايد اسلام را بپذيرد و يا كشته شود. برخى ديگر گفتهاند: بازگشت به آيين سابقش نيز از او پذيرفته مىشود. گروه سوم رجوع به هر آيينى را كه اسلام آن را آيين آسمانى شمرده (يهوديت، مسيحيت و مجوسيت) جايز دانستهاند. همچنين اگر از يكى از اديان آسمانى همچون يهوديت به آيين آسمانى ديگر همچون مسيحيت يا بالعكس باز گردد، در اينكه از او پذيرفته مىشود يا نه، اختلاف است.(٨)