فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٠٣ - تخنّث
كردن به وى و سخن گفتن با او نهى شده است.(٣)در رواياتِ وارد شده درباره مسخ شدگان آمده است: مردى كه به صورت خرس مسخ شده كسى بوده كه مردان را به سوى خود فرا مىخوانده است.(٤)
آثار تخنّث:براى تخنّث آثارى ذكر شده است، از جمله:
١.كيفر:مخنّث تعزير مىشود(-->تعزير)و در صورت اثبات ارتكاب عملِ موجب حد مانند لواط دادن، حد بر او جارى مىشود(-->لواط). به نظر برخى قدما مردى كه رفتار زنانه به خود گرفته و بين مردم به دعوت ديگران به سوى خود و لواط دادن مشهور است كشته مىشود هرچند بر آن عمل، بيّنه(-->بيّنه)و نيز اقرار به ارتكاب(-->اقرار)وجود نداشته باشد؛(٥)ليكن ديگر فقها آن را نپذيرفته و حكم قتل را تنها در صورتى ثابت دانستهاند كه براى حاكم به واسطه شهرت، علم به ارتكاب حاصل شود.(٦)
٢. ثبوت خيار عيب:كسى كه بردهاى را خريده سپس متوجّه شده مخنّث است مىتواند معامله را فسخ كند(٧)(-->خيار عيب).
٣. جواز نظر به زن نامحرم:در اينكه مخنّث مىتواند ـ همچون پيرمردى كه به دليل شدّت پيرى، رغبتى به نكاح ندارد ـ به مواضعى از زن اجنبى كه نگاه كردن به آنها تنها براى محارم جايز است، مانند گردن و موى سر، نگاه كند و در نتيجه براى زن پوشاندن آن مواضع از او واجب نباشد و يا براى او نيز همچون ساير مردان جايز نيست، اختلاف است. برخى قول نخست را احتمال دادهاند؛ هرچند قول دوم را قوى دانستهاند.(٨)
٤. كراهت تزويج:زن دادن به مخنّث و ازدواج با او كراهت دارد.(٩)
٥. جاى ندادن در صف اوّل:مخنّث از جمله كسانى است كه سزاوار نيست در صف اوّل نماز جماعت جاى داده شود.(١٠)
نسبت دادن به تخنّث:كسى كه ديگرى را به تخنّث نسبت داده تعزير مىشود و چنانچه فهم عرف از اين واژه، نسبت لواط باشد يا گوينده چنين مقصودى داشته باشد بر نسبت دهنده حدّ قذف(-->قذف)جارى مىگردد.(١١)
(-->تشبّه)