فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٦ - تعظیم
كه منجرّ به اهانت شود، حرام و رعايت ديگر مراتب آن، مستحب است.(٤)
مستحقّ تعظيم:خداوند متعال اوّلاً و بالذّات سزاوار تعظيم است؛ سپس اسماء و صفات او(-->اسماء متبرّكه)؛ لفظى باشد، مانند لفظ اللّه، رحمان، رحيم؛ يا تكوينى، مانند انبيا و اوصياى ايشان و مؤمنان كامل و نيز هر چيزى كه منتسب به خداى متعال يا اولياى او است، مانند قرآن، دين، مكانهاى شريف ـ همچون مكّه، مدينه، كعبه، كربلا و ديگر مشاهد مشرّفه(-->مشاهد مشرّفه)ـ ، زمانهاى شريف ـ همچون روزهاى عيد قربان، فطر، غدير و جمعه و ماههاى حرام(-->ماههاى حرام)ـ و نيز اشياى محترم مانند تربت كربلا و ضريح معصومان عليهم السّلام و اولياى الهى.
كيفيّت تعظيم:كيفيّت تعظيم، متناسب با شأن و رتبه تعظيم شونده متفاوت است.
تعظيم خداوند متعال به عبادت و ترك مخالفت او و توصيف و تعريف او ـ به اسمايى كه بر تنزيه و كبريايى او دلالت دارد، مانند{سُبحانَ اللّه }و{اللّهُ أَكْبَر }ـ مىباشد.
تعظيم انبيا و جانشينان ايشان به پذيرش دعوت آنان، اطاعت از دستورهاى ايشان و ياد كردن آنان با اوصاف و القاب متناسب با شأن ايشان و ذكر و نشر فضائلشان است.
تعظيم مؤمنان كامل به خضوع در مقابل ايشان، جهت فراگيرى معارف و آموزههاى دينى از آنان و ستودن ايشان با اوصاف متناسب با شأن آنان تحقّق مىيابد. تعظيم دين خدا، قرآن، اماكن و ايّام شريف و اشياى محترم، هركدام، متناسب با حالات و شئون آن است.
نمونههايى از احكام تعظيم:
طهارت:استنجاء(-->استنجاء)با دستى كه داراى انگشترِ مزيّن به اسماء خداوند متعال يا معصومان عليهم السّلام است، در صورت عدم علم به نجس شدن آن، به دليل منافات داشتن آن با تعظيم، مكروه است.(٥)گروهى از فقها مسّ لفظ جلاله «اللّه» و ساير اسامى خاصّ الهى را بدون طهارت، به دليل منافات داشتن