فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٠ - تفسيق
موشى كه درون آب چاه(-->آب چاه)افتاده است اگر متلاشى شده يا باد كرده باشد، براى تطهير چاه، واجب يا مستحب است ـ بنابر اختلاف اقوال ـ هفت دلو از آب چاه كشيده شود؛ ولى اگر متلاشى نشده و باد نكرده باشد كشيدن سه دلو كافى است.(١)
تفسير
تفسير: رفع ابهام و اجمال از لفظ.
از آن در بابهايى نظير طلاق، اقرار، وصيّت و نذر به مناسبت سخن گفته شده است.
هرگاه از كسى در مقام اقرار يا طلاق، كلامى مبهم صادر شود، ملزم به تفسير و بيان مقصود مىگردد، مانند آنكه اقرار كند من به فلانى مبلغى بدهكارم(١)يا مردى كه چند همسر دارد در مقام طلاق يكى از آنان بگويد:{زَوْجَتِى طالِق }و مقصود وى يكى از زنانش به طور مشخّص باشد. در صورت عدم چنين قصدى بنابر مشهور طلاق، باطل است.(٢)
اگر كسى به لفظى مبهم كه در شرع تفسيرى براى آن نرسيده است ـ مانند وصيّت به حظّى، قسطى يا نصيبى از مال ـ براى كسى وصيّت كند در تفسير آن به وارث وى رجوع مىشود. و در صورت ورود تفسير از شارع مقدّس، بر اساس آن عمل مىشود، مانند وصيّت به «مقدارى از مال» كه در شرع به يك ششم مال تفسير شده است.(٣)
كسى كه به چيزى مبهم مانند مال خطير (با ارزش) يا مال جليل (بزرگ) نذر كرده، تفسير آن بر عهده خود او است و در فرض فقدان نذر كننده ـ همچون مرگ وى ـ به ولىّ او رجوع مىشود.(٤)
تفسير قرآن بدون استناد به دلائل و شواهد معتبر شرعى همچون محكمات قرآن و سنّت، تفسير به رأى و حرام است.(٥)
(-->استفسار)
تَفسيق -->فسق