فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢١ - تلقيح مصنوعى
منىّ مرد) و اُوول "ovule" (جزئى از منىّ زن) تشكيل مىشود. از آنجا كه عناصر زنده در منىّ يعنى همان اسپرم براى مدّتى محدود استعداد دوام دارد مىتوان از راه آميزش و عزل يا ابزار پزشكى آن را به دست آورد؛ چنانكه اُوول را نيز به وسيله همين دستگاهها مىتوان استحصال كرد و با تركيب آن دو در خارج و يا تزريق نطفه مرد به رحم زن زمينه تلقيح را فراهم آورد.
اقسام:عمل تلقيح يا با تركيب اسپرم با تخمك زن در بيرون رحم و سپس انتقال به رحم صورت مىگيرد و يا با گرفتن اسپرم مرد و تزريق آن به رحم زن و تركيب آن دو در رحم زن. در هر دو صورت، صاحب اسپرم و تخمك يا زن و شوهر هستند و يا اجنبى از يكديگر. تخمك نيز در هر دو صورت يا در رحم خودِ صاحب تخمك پرورش مىيابد يا در رحم زنى ديگر و يا در رحم مصنوعى.
حكم:پيش از پرداختن به فتاواى فقها، اشاره به پيشينه فقهى بحث از اين موضوع خالى از فايده نيست. فقها در باب حدود با استفاده از مضمون روايت رسيده از معصومين عليهم السّلام مسئلهاى را مطرح كردهاند و آن اينكه زنى كه پس از آميزش با شوهرش با دخترى عمل مساحقه(-->مساحقه)انجام داده و آن دختر ـ به سبب انتقال نطفه مرد از طريق مساحقه ـ حامله شده است حكمش چيست و فرزند به چه كسى ملحق مىشود؟ به صاحب نطفه يا به دختر؟
نظر بسيارى از فقها بلكه مشهور، به دليل نصّ خاص، الحاق مولود به صاحب نطفه است.(١)ابن ادريس در اين مسئله نظر ديگرى دارد؛ چه اينكه ايشان نسب را تنها در صورت عقد ازدواج يا آميزش به شبهه(-->آميزش به شبهه)ثابت مىداند و چون در مسئله يادشده هردو منتفى است وجهى براى الحاق مولود به صاحب نطفه نخواهد بود.(٢)چنانكه برخى ديگر با اينكه نسب را تنها از راه آميزش مشروع و وطى به شبهه ثابت دانستهاند ليكن در مورد بحث به جهت وجود نصّ، قائل به الحاق مولود به صاحب نطفه (مرد) شدهاند.(٣)