فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٤٠ - ترتّب
زمانى تكليف اهمّ انجام شدهاند، بدون بهكار بردن اصطلاح ترتّب يا اقامه دليل بر آن، اين نظريه را براى اوّلين بار طرح كرد.
دو قرن و اندى بعد، شيخ جعفر نجفى (معروف به كاشف الغطاء) و پس از وى ميرزا محمّد شيرازى و شاگردانش با ارائه استدلال بر نظريّه ترتّب و تبيين و تنقيح ابعاد آن، پايههاى آن را استحكام بخشيدند.(٢)در مقابل، برخى اصوليان بزرگ همچون شيخ انصارى(٣)و آخوند خراسانى(٤)مخالف اين نظريّهاند. از عنوان ترتّب در اصول فقه بحث شده است.
موضوع ترتّب:نسبت به موضوع ترتّب و محلّ نزاع در اين بحث ميان اصوليان اتّفاق نظرى وجود ندارد؛ ليكن به طور قطع صورتى را كه مكلّف با دو واجب مضيّق؛ يكى اهمّ و ديگرى مهم مواجه باشد دربر مىگيرد.
شمارى از اصوليان نظريّه ترتّب را در صورتى كه يكى از دو واجب، مضيّق و ديگرى موسّع باشد نيز جارى مىدانند، مانند اجتماع امر به نماز واجبى كه وقت آن تنگ است با امر به قضاى نماز واجبى كه وقتش وسعت دارد.(٥)
بنابر قانون تزاحم(-->تزاحم)در موارد يادشده، آنكه اهمّ است بر ديگرى مقدّم مىشود و مكلّف بايد آن را امتثال كند و نسبت به غير اهمّ، تكليفى متوجّه او نيست. امّا اگر وى از امتثال تكليف اهمّ خوددارى نمايد بنابر قول به ترتّب، تكليف دوم (امر به مهم) در حقّ او فعليت پيدا مىكند و مكلّف به انجام دادن آن است.
غرض اصوليان از طرح بحث ترتّب اين بود كه در فرض تزاحم دو واجب اهمّ و مهم و ترك اهمّ و پرداختن به مهم از سوى مكلّف براى تصحيح عبادات مهم راهى بيابند. بر همين اساس برخى، تصريح كردهاند كه مسئله ترتّب در موردى جريان دارد كه تكليف مهم، عبادى باشد، هرچند واجب اهمّ مىتواند غير عبادى باشد. بنابر اين اگر گفته شود صحّت عبادت، متوقّف بر امر فعلى نيست و از سوى ديگر امر به چيزى مقتضى نهى