فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢٤ - تعدّد
تعدّد و زكات:با تعدّد سبب زكات در يك فرد ـ مانند آنكه هم فقير باشد، هم عامل جمعآورى زكات و هم بدهكار ـ جايز است براى هر سببى، سهمى از زكات به او داده شود.(١٢)
تعدّد و حج:با ارتكاب چند سبب از اسباب كفّاره در حال احرام ـ مانند شكار كردن، پوشيدن لباس دوخته و گرفتن ناخن ـ كفّاره نيز متعدّد مىشود. در برخى محرّمات احرام همچون صيد و آميزش، تكرار يك سبب نيز بنابر قول مشهور موجب تعدّد كفّاره خواهد بود.(١٣)
تعدّد همسر:مرد مىتواند به عقد دائم چهار زن و به عقد موقّت(-->ازدواج موقّت)بيش از آن براى خود برگزيند(١٤)(-->تعدّد زوجات).
تعدّد طلاق:مرد مىتواند تا سه بار همسر آزاد خود را طلاق دهد. ازدواج مجدّد پس از طلاق سوم منوط به ازدواج زن با مردى ديگر و گرفتن طلاق از او است(-->تحليل). نُه بار طلاق دادن زن موجب حرمت ابدى وى بر طلاق دهنده مىشود.(١٥)
تعدّد و اثبات قضايى:از راههاى اثبات موضوع مورد نزاع نزد قاضى، شهادت است(-->شهادت). از شرايط شهادت، تعدّد شاهد مىباشد(-->بيّنه). همچنين از راههاى اثبات موجب حد ـ همچون زنا، لواط و سرقت ـ اقرار(-->اقرار)مىباشد كه در آن نيز تعدّد شرط است و با يك بار اقرار ثابت نمىشود(-->حدود).
تعدّد جانى:اگر چند نفر با هم، كسى را بكشند، ولىّ مقتول مىتواند همه را قصاص كند، به شرط آنكه ديه مازاد بر ديه مقتول را به آنان برگرداند؛ بنابر اين اگر قاتل دو نفر باشند، ولىّ مىتواند به عنوان قصاص هر دو را بكشد، ليكن بايد ديه يكى از آن دو را بپردازد كه بين ايشان تقسيم مىشود.(١٦)