فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢١٠ - بیماری
٢. تبديل تكليف:بيمارى در مواردى سبب انتقال تكليف به بدل آن مىشود، مانند موردى كه استعمال آب براى شخصى به جهت بيمارى ضرر داشته باشد. در اين صورت وظيفه مكلّف براى نماز، تيمّم بدل از وضو يا غسل خواهد بود.(١٧)همچنين كسى كه بر اثر بيمارى، ناتوان از ايستادن است، نشسته و درصورت ناتوانى از آن، خوابيده نماز مىخواند(١٨)(-->اضطجاع).
٣. حجر:بيمارى از اسباب حجر(-->حجر)شمرده شده است.(١٩)بنابر قول جمعى از فقها، انسان در بيمارى منجرّ به مرگ، نمىتواند در افزون بر يك سوم از اموال خود تصرّف كند، بدين صورت كه پيش از مرگ خود، آن را رايگان و بلا عوض به ديگرى بدهد، مانند آنكه ببخشد(٢٠)يا ضمانت بلاعوض نمايد(٢١)(-->منجِّزات مريض).
در اينكه چه نوع بيمارىاى موجب حجر مىشود و ملاك آن چيست، اختلاف است. برخى گفتهاند: ملاك، آن نوع بيمارىاى است كه از نظر عرف بيمارى مرگ بر آن صادق باشد. برخى ديگر گفتهاند: مراد هر نوع بيمارى است كه منجرّ به مرگ گردد و گروه سوم، ملاك را بيمارى خطرناكى دانستهاند كه غالباً سبب مرگ مىگردد. بيماريهاى دراز مدّت كه چندين سال طول مىكشد و نيز بيماريهايى كه در نظر عرف به منزله عدم بيمارى است، ملاك نخواهد بود.(٢٢)
٤. تأخير حد:اجراى حدّ تازيانه(-->تازيانه)بر بيمار تا زمان بهبود وى به تأخير مىافتد و چنانچه مصلحت در تعجيل اجراى حد باشد با دستهاى از گياه ـ كه مشتمل بر عدد تازيانه باشد ـ حد جارى مىگردد.(٢٣)
حيوان مريض:در زكات انعام ثلاثه (گاو، گوسفند و شتر) درصورتى كه همه عدد نصاب سالم باشند، پرداخت حيوان مريض از زكات كفايت نمىكند.(٢٤)از شرايط قربانى در حج آن است كه به بيمارىاى ـ مانند گَرى ـ كه در لاغرى و فاسد شدن گوشت تأثير دارد مبتلا نباشد.(٢٥)
(-->بهبود)(-->درمان)(-->پزشكى)