فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٩ - بیماری
سپس بميرد، زن تنها در زمان عدّه طلاق رجعى(-->طلاق رجعى)ارث مىبرد؛ بنابر فرض اخير اگر مرگ بعد از تمام شدن عدّه يا در دوران عدّه طلاق بائن(-->طلاق بائن)رخ دهد زن ارث نمىبرد.(٦)
بنابر قولى، از جمله شرايط فردى كه عهدهدار حضانت(-->حضانت)كودك مىگردد آن است كه مبتلا به بيمارى مسرى همچون جذام، پيسى و نيز بيمارىاى كه فرد را زمينگير مىكند، نباشد.(٧)
طلاق دادن مكروه است. اين كراهت براى بيمار شديدتر است.(٨)ظاهر كلمات برخى قدما عدم جواز آن در حال بيمارى است ليكن اگر طلاق دهد، طلاق صحيح مىباشد.(٩)
در اينكه جنايتِ منجرِّ به بيمارى و سپس مرگِ مَجْنىٌعَلَيه بر اثر آن، قتل عمد به شمار مىرود تا بر جانى قصاص ثابت گردد يا تفصيل بين قصد قتل و عدم آن است ـ كه درصورت اوّل، قتل عمد و در صورت دوم قتل غير عمد است و ديه ثابت مىگردد ـ اختلاف است.(١٠)
رطوبتى كه از بيمار خارج شده است و منىّ بودن آن معلوم نيست، درصورتى كه با شهوت يا با شهوتِ همراه با سستى بدن ـ بنابر اختلاف اقوال ـ خارج شده باشد حكم به منىّ بودن آن مىشود.(١١)
آثار بيمارى:بيمارى به لحاظ ايجاد ضعف و ناتوانى جسمانى و ـ در مواردى ـ عقلانى در بيمار، در تغيير احكام به لحاظ تغيير موضوع آن، آثارى در پى دارد كه بدان اشاره مىشود.
١. رفع تكليف:تكاليف زير از بيمار ساقط است: نماز جمعه؛(١٢)جهاد، درصورت عجز از جنگيدن؛(١٣)روزه ماه رمضان از بيمارى كه روزه براى او ضرر دارد(١٤)و حج؛ چه آنكه وجوب آن مشروط به استطاعت بدنى است و با فقدان سلامت جسمانى جهت رفتن به مكّه و انجام دادن مناسك، شخص، مستطيع شمرده نمىشود و حج از او ساقط مىگردد. البتّه در اينكه بر چنين شخصى نايب گرفتن واجب است يا نه، اختلاف است؛ ليكن اگر حج بر او مستقر شده باشد درصورت يأس از بهبود، گرفتن نايب به اتفاق آرا واجب خواهد بود.(١٥)
ورود به مكّه بايد با احرام باشد. چند گروه، از جمله بيماران از اين امر مستثنا هستند.(١٦)