فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٤ - تب
هستند و مشمول احكام اهل بغى نخواهند بود.(١)
در ارتباط با اقرار(-->اقرار)، اگر فردى به چيزى اقرار كند، سپس كلام خود را تأويل نمايد، سخن او در صورتى پذيرفته مىشود كه تأويل در حقّ وى محتمل باشد، مانند آنكه شخصى پس از اقرار به بردگى خويش، ادّعاى غلط بودن آن را بكند و بگويد: من گمان مىكردم برده بودنِ يكى از پدر و مادر سبب برده بودن فرزند مىشود. در اين فرض بنابر قول برخى ادّعاى بعدى او با وجود بيّنه(-->بيّنه)پذيرفته خواهد شد.(٢)
تأويل راهن نسبت به اقرار قبلى خود درباره مال رهنى(-->رهن)، چنانچه قابل پذيرش باشد همين حكم را دارد، مثل آنكه ابتدا اقرار كند مال رهنى را تحويل گرفته است، سپس از اقرار خود برگردد و بگويد: اقرار من به استناد نامهاى بوده كه وكيلم به دروغ براى من نوشته است. در اين فرض نيز ادّعاى بعدى او پذيرفته و قسم به مرتهن متوجّه مىشود.(٣)
تأهّل
تَأَهُّل:اهلى كردن حيوان(-->اهلى)/ صلاحيت يافتن براى چيزى(-->اهليّت)/ همسر گزيدن(-->ازدواج).
تأييد
تأييد: تقويت و پشتيبانى كردن.
از آن در باب امر به معروف و نهى از منكر سخن گفته شده است.
پشتيبانى ستمگران در اعمال خلافشان، بلكه تأييد هر گناهى كه از فردى سر مىزند در غير موارد ضرورت همچون تقيّه(-->تقيّه)حرام است.(١)
(-->امضاء)(-->تنفيذ)(-->تقرير)
تب
تب: بيمارى معروف.
از آن در بابهاى طهارت، تجارت و وصيّت به مناسبت سخن رفته است.