فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٤٦ - تتابع
ليكن در اينكه سفر مطلقا موجب بطلان روزه است يا تنها در صورتى كه از شب اراده و عزم بر سفر در روز را داشته باشد ـ كه از آن به تبييت نيّت سفر تعبير مىشود ـ و يا بطلان محدود است به صورتى كه پيش از ظهر مسافرت كند، اختلاف است.(٢)
تتابع
تَتابُع: پياپى انجام دادن عمل.
از تتابع در افعال وضو، غسل و نماز غالباً به موالات تعبير مىشود؛ ليكن تفاوت آن دو در اين است كه موالات، تتابع در اجزاى يك عمل است ولى تتابع اعم از آن است و شامل تتابع در اعمال متعدّد و مستقل از هم نيز مىشود(-->موالات). جايگاه فقهى عنوان يادشده عمدتاً باب صوم و كفّارات است.
از شرايط صحّت دو ماه روزه كفّاره كه جهت ارتكاب برخى اعمال ـ همچون افطار عمدى روزه ماه رمضان(-->روزه)، ظهار(-->ظهار)و قتل خطا(-->قتل خطا)ـ بر مكلّف واجب مىشود، تتابع است؛ بدين معنا كه لازم است يك ماه كامل و يك روز از ماه دوم را پياپى روزه بگيرد و هيچ روزى را بين آنها ـ بدون عذر شرعى مانند بيمارى، حيض، نفاس و سفر اضطرارى ـ افطار نكند.(١)
در اينكه تتابع در همه روزههاى كفّاره ـ مانند سه روز روزه در صورت عجز از انجام دادن خصال كفّاره يمين(-->قسم)و هيجده روز روزه در صورت عجز از پرداخت كفّاره شكار شترمرغ(-->شترمرغ)در حال احرام ـ شرط است يا تنها در فرض يادشده (دو ماه روزه)، اختلاف مىباشد. مشهور، قول اوّل است.(٢)
در موارد اشتراط تتابع چنانچه به سبب عذرى مانند بيمارى و حيض افطار كند، تتابع به هم نمىخورد و بعد از رفع عذر، روزه را ادامه مىدهد.(٣)اگر بدون عذر افطار كند بايد تمام روزهها را از ابتدا بگيرد.(٤)
در اينكه در موارد وجوب تتابع، افطار عمدى و بر هم زدن تتابع، گناه به شمار مىرود يا نه، اختلاف است. اكثر قائل به قول دوماند.(٥)