فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٢٧ - بلاد متقارب
را نشنود. در اينكه حدّ ترخّص در بلاد كبيره، همچون حدّ ترخّص در شهرهاى متوسط و كوچك است يا حد ترخص در آن نديدن ديوار خانههاى آخر محله و نشنيدن صداى اذان آن است، اختلاف مىباشد(٢)(-->حدّ ترخّص).
اقامت در مكانى به قصد ده روز، موجب قطع سفر و ثبوت احكام وطن مىشود(-->وطن)، امّا در شهرهاى بزرگ اختلاف است كه آيا بايد قصد اقامت(-->اقامت)در محلهاى از محلههاى آن باشد يا ملاك، وحدت شهر است و اگر يك شهر محسوب شود، قصد اقامت در شهر نيز كفايت مىكند؟ بنابر قول نخست، اگر مسافرى قصد اقامت ده روز در محلهاى را نداشته باشد، سفر او قطع نمىشود و احكام مسافر (قصر نماز و صحيح نبودن روزه) را دارد(٣)(-->سفر).
بلاد كفر -->دار الكفر
بلاد متباعد
بلاد متباعد:شهرهاى دور از هم به لحاظ افق.
بلاد متباعد به شهرهايى اطلاق مىگردد كه خورشيد در آنها با فاصله زمانى زيادى از يكديگر طلوع و غروب مىكند، مانند تهران و مكّه و از آن به مناسبت در باب صوم نام برده شده است.
اگر در شهرى هلال اوّل ماه رؤيت شود، بلاد متباعد نسبت به آن شهر اگر در ناحيه شرقى آن قرار داشته باشند محكوم به حكم آن هستند. در اينكه نسبت به بلاد غربى آن شهر نيز حكم به ثبوت اوّل ماه مىگردد يا نه، اختلاف مىباشد. مشهور قول دوم است.(١)
بلاد متقارب
بلاد متقارب:شهرهاى نزديك به هم به لحاظ افق.
بلاد متقارب به شهرهايى گفته مىشود كه طلوع و غروب خورشيد در آنها با فاصله اندكى از يكديگر انجام مىگيرد؛