فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٩ - تواتر
معيّن آن به حدّ تواتر نقل شده باشد، مانند حديث ثقلين و حديث غدير. در متواتر معنوى، خبر با الفاظى مختلف نقل شده ليكن مضمون و معناى همه آنها يكى است؛ اعم از آنكه آن معناى واحد، معناى مطابقى الفاظ باشد يا معناى التزامى.
متواتر اجمالى (قدر متيقّن) به خبرى اطلاق مىشود كه با الفاظ و مضامينى گوناگون ـ بر حسب سعه و ضيق دلالت ـ نقل شده باشد؛ بهگونهاى كه از مجموع نقلها علم اجمالى به صدور بعض آن الفاظ از معصوم عليه السّلام حاصل شود، مانند آنكه مضمون يك روايت حجّيت خبر مؤمن، مضمون روايتى ديگر، حجّيت خبر ثقه و مضمون روايت سوم حجّيت خبر عادل باشد. از مجموع اين سه مضمون، علم به حجّيت خبر عادل ـ به جهت قدر متيقن بودن آن ـ به دست مىآيد.(٢)
تواتر در فقه:به طور كلى در مواردى كه علم معتبر است، تواتر از آن جهت كه مفيد علم مىباشد يكى از راههاى ثبوت موضوع داراى اثر شرعى شمرده شده است، مانند اوّل ماه رمضان يا شوّال كه با وجود خبر متواتر بر رؤيت هلال، ثابت مىشود(٣)و يا امضا و تنفيذ حكم قاضى اوّل توسط قاضى دوم به سبب ثبوت صدور حكم نزد وى به خبر متواتر.(٤)
تواتر قرائات:برخى فقها بر تواتر قرائتهاى قرّاء هفتگانه (نافع، ابنكثير، ابوعمرو، ابن عامر، عاصم، حمزه و كسائى) بلكه قرّاء دهگانه (افراد يادشده به اضافه ابوجعفر، يعقوب و خلف) از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ادعاى اجماع و اتفاق كردهاند؛ بلكه نقل شده است كه يكى از محققينِ از قرّاء، كتابى نوشته است و در آن اسامى همه كسانى را كه اين قرائات را در هر زمان نقل كردهاند ثبت نموده است كه بر اساس آن، رقم آنان از عدد معتبر در تواتر فزونتر است. البتّه بسيارى از فقها اين ادعاى تواتر را نپذيرفتهاند، هرچند تلاوت قرآن را به قرائت هر يك از قرّاء يادشده جايز دانستهاند(٥)(-->قرائات سبع).