فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٦ - بیکاری
تعبير شده و به اعتبار دو مبادله مختلف در يك معامله عنوان «بيعان فى بيع» يا «صَفْقَتان فى واحدة» اطلاق شده است. در صحّت و بطلان چنين بيعى اختلاف است(-->بيع بثمنين).
٢. بيع كالا به شرط فروش كالايى ديگر به فروشنده توسط خريدار، مانند آنكه فروشنده بگويد: اين خانه را به فلان مبلغ به تو فروختم به شرط آنكه تو نيز خانه خود را به فلان مبلغ به من بفروشى. در صحّت و بطلان اين نوع معامله نيز اختلاف است.(١)
برخى فقها عنوان «بيعين فى بيع» در حديث مناهى را مجمل(-->اجمال)دانسته و بدين جهت آن را قابل استناد و استدلال ندانستهاند.(٢)
بيكارى
بيكارى: بىشغلى، نداشتن كار.
از آن به مناسبت در باب زكات و تجارت سخن رفته است.
بيكار بودن با داشتن قدرت بر كار (بطالت) مكروه است(١)و در رواياتى چند از آن نهى شده و پيامدهاى سوئى ـ همچون نقصان عقل، سقوط و بىارزشىِ ديدگاه چنين كسى نزد مردم و از بين رفتن عزّت و ابتلا به خوارى ـ براى آن ذكر شده است.(٢)در روايتى به نقل از موسى بن جعفر عليهما السّلام آمده است: «خداوند بنده بيكار را دشمن مىدارد.»(٣)
در فرض توقّف نفقه واجب(-->نفقه)بر كسب(-->كسب)و قدرت فرد بر آن، بيكارى حرام و كسب و كار، واجب خواهد بود.(٤)
آيا دادن سهم فقرا از زكات به كسى كه در عين قدرت بر كسب، از روى بطالت كسب را رها كرده و در نتيجه نيازمند زكات شده، جايز است يا نه؟ مسئله اختلافى است.(٥)عدم جواز به مشهور نسبت داده شده است.(٦)
معروف ميان فقها اين است كه پدر و مادر و نيز فرزندان، در صورتى مستحقّ نفقهاند(-->نفقه)كه ناتوان از كسب و كار باشند. بنابر اين كسى كه قادر بر كسب