فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٤٤ - پر
برخى از آنها بين هر دو نوع پدر (نسبى و رضاعى) مشترك و بعضى مختص يكى از آن دو است. برخى از احكام نيز بر پدر و جدّ پدرى و برخى بر خصوص يكى از آن دو مترتّب است(-->جَد).
از سوى ديگر پارهاى احكام اختصاص به پدر مسلمان دارد و پارهاى ديگر مطلق است. چنانكه بخشى از احكام، هم پدر را دربر مىگيرد و هم مادر را، ولى بخشى ديگر از جهت عروض برخى عناوين همچون ولىّ و معيل تنها به پدر تعلّق مىگيرد. در ذيل به مهمترين احكام مترتّب بر عنوان پدر اشاره مىشود.
ولايت پدر:ولايت(-->ولايت)بر فرزند براى پدر نسبى و جدّ پدرى در مواردى ثابت است. برخى از اين موارد عبارت است از:
١. ازدواج:پدر و جدّ پدرى بر فرزند نابالغ و نيز فرزند بالغ ديوانه در امر ازدواج ولايت دارند(-->ازدواج). در ثبوت اين ولايت نسبت به فرزندى كه بعد از بلوغ ديوانه شده(٢)و نيز بر دوشيزه عاقل بالغ در امر ازدواج اختلاف است(٣)(-->باكره). پدر بر دختر بيوه خود ولايت ندارد(-->بيوه).
٢. طلاق:بنابر قول مشهور، ولىّ مجنون مىتواند زن او را درصورتى كه بعد از بلوغ گرفتار جنون دائمى (اطباقى) شده باشد(-->ديوانگى)طلاق دهد؛(٤)ليكن ولىّ كودك بر طلاق زن او ولايت ندارد.(٥)
٣. مال:پدر و جدّ پدرى بر مال فرزند نابالغ و نيز ديوانه ولايت دارند.(٦)و با رعايت مصلحت يا عدم مفسده ـ بنابر اختلاف ـ براى فرزند مىتوانند ـ با مثل خريد و فروش، اجاره دادن، مضاربه(-->مضاربه)يا رهن(-->رهن)ـ در آن تصرّف كنند.(٧)چنانكه مىتوانند از جانب وى اخذ به شفعه(-->شفعه)نمايند(٨)و نيز قبض آنان(-->قبض)در مثل هبه(٩)(-->هبه)و وقف(١٠)(-->وقف)به منزله قبض كودك است.
٤. دعاوى:ولىّ مىتواند از جانب مُولّىعَلَيه نزد قاضى اقامه دعوا نمايد(١١)(-->دعوا).
٥ . اجراى حد و تعزير:كسى كه فرزند نابالغ ديگرى را قذف(-->قذف)كرده و به عنوان مثال نسبت زنا به او داده است، استحقاق كيفر تعزير(-->تعزير)دارد. پدر وى در چنين موردى بر استيفاى مجازات تعزير