فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٢ - تعمير
تعمّد اعراب
تَعَمُّد اِعراب:آشكار كردن اعراب/ زيادهروى نكردن در وقف.
تعمّد اعراب به آشكار كردن اعراب كلمات ـ در حدّى كه متمايز از يكديگر گردند ـ حاصل مىشود. برخى گفتهاند: احتمال مىرود مراد از آن، زيادهروى نكردن در وقف بويژه در موارد مرجوح بودن آن باشد.(١)بعضى نيز بين هردو احتمال جمع كرده و گفتهاند: تعمّد اعراب يا به آشكار كردن حركات كلمه است و يا به زيادهروى نكردن در وقف.(٢)از آن به مناسبت در باب صلات نام برده شده است.
تعمّد اعراب در قرائت نماز مستحب است.(٣)
(-->اعراب)
تعمّق
تعمّق: بسيار دقّت كردن.
از آن به مناسبت در باب طهارت سخن رفته است.
تعمّق در وضو يعنى دقّت بيش از حدّ متعارف در آن، در روايتى مورد نهى قرار گرفته و مكروه است.(١)
تعمير
تعمير: اصلاح و مرمّت زمين، ساختمان و غير آن.
از آن به مناسبت در بابهاى مختلفى نظير صلات، زكات، جهاد، وقف و صلح سخن رفته است.
تعمير مساجد(١)و مشاهد مشرّفه(٢)(-->مشاهد مشرّفه)مستحب است. صرف سهم «سبيل اللّه» از زكات در مصالح عمومى همچون تعمير مدارس و پلها بنابر مشهور جايز است.(٣)
تعمير معابد اهل كتاب(-->اهل كتاب)براى مسلمانان و دريافت اجرت در برابر آن مكروه است.(٤)
ملك وقفىاى كه نياز به تعمير دارد اگر واقف، مالى را جهت اصلاح و تعمير آن معيّن كرده باشد، همان مال صرف تعمير مىگردد، در غير اين صورت