حضرت آيتاللّه العظمى حاج سيد محمد رضا گلپايگانى به روايت اسناد ساواك - -- - الصفحة ١٥٧ - موضوع اختلافات روحانيون و مراجع تقليد
شماره: ٢٦٠١/ ١٥ ه تاريخ: ٢١/ ١٠/ ٤٣
گيرنده: تيمسار رياست ساواك (اداره كل سوم)
فرستنده: ساواك لرستان
موضوع: اختلافات روحانيون و مراجع تقليد
به طورى كه استحضار دارند از چندى قبل آيتاللّه شريعتمدارى تصميم گرفته بود با جمعآورى و وجوهاتى از مردم در مورد احداث يك دارالتبليغ اسلامى[١] اقدام و سپس با تربيت و تعليم تعدادى مبلغ آنها را براى تبليغ دين مبين اسلام به نقاط مختلف و خارج از كشور اعزام دارد (جريان امر قبلًا طى شماره ٦١٦/ ١٥ ه- ٢٦/ ٣/ ٤٣ به عرض رسيد).
براى جمعآورى وجوهات در لرستان به آقاى حاج سيد حسين جزايرى كه فرد مطمئن با سواد و متنفذى است مأموريت داده مىشود كه اين كار را انجام دهد ليكن به محض اطلاع از طرف فرزند آيتاللّه خمينى نامهاى جهت شيخ مهدى قاضى و طرفداران خمينى به لرستان ارسال و در آن سفارش مىشود كه حتىالمقدور غير محسوس سعى كنند وجوهاتى جمعآورى نگردد. حاج آقا سيد حسين جزايرى به محض اطلاع از موضوع جريان را با دلائل و مدارك لازم به آيتاللّه شريعتمدارى اطلاع مىدهد.
از همان تاريخ اختلافات بين آقاى خمينى و شريعتمدارى (كه احتمالًا ممكن است در مورد مسائل ديگرى هم اختلاف سليقه داشته باشند) شروع مىشود به طورى كه در حال حاضر عدهاى به طرفدارى از آيتاللّه شريعتمدارى و گلپايگانى مشغول فعاليت هستند و در بين طلاب نيز اين اختلافات بروز نموده است آنچه مسلم است روحانيون درجه اول از اينكه آقاى خمينى يكه تاز ميدان گرديده و شخصا در تمام امور دخالت مىنمايد باطنا نسبت به وى خوشبين نبوده منتها در مقابل سيل احساسات ظاهرى مردم از هر عكسالعملى خوددارى مىنمايد.
نمايش تصوير
[١] تصميم آقاى شريعتمدارى بر تأسيس دارالتبليغ در آن مقطع حساس تاريخى، يعنى در زمانيكه هنوز آثار جنايات رژيم-- پهلوى در واقعه پانزده خرداد ٤٢ بر در و ديوار فيضيه نمايان بود، آنهم در يك اقدام شتابزده( به نحوى كه بخشى از مبلغ آن با قرض تأديه گرديده بود) و دور از شور و صلاحديد علماى ديگر( كه معمولًا در آن ايام جلسات هفتگى آقايان علماى طراز اول برقرار و تشكيل آن نيز دور از دسترس نبود) نمىتوانست خالى از تأمل باشد. آنگاه كه رژيم پهلوى روحانيت شيعه را مانع اصلى بر سر راه طرحهاى استعمارى و سكولارى خود مىديد، همواره بر آن بود تا با برنامهريزيهاى سياسى از رهگذر نفوذ در حوزههاى علميه ضمن آن كه پوششى براى ضديت خود با دين در ميان مسلمانان سادهلوح دست و پا مىنمايد، در عين حال با وابسته كردن روحانيت شيعه به خود، اسباب بىاعتبارى آنان را در جامعه فراهم آورد.
طرح رژيم در خصوص تأسيس« دانشگاه اسلامى» و پيگيريهاى جدى ساواك براى تحقق آن در مشهد مقدس و نيز طرح و راهاندازى دسيسهاى تحت عنوان« سپاه دين» از جمله توطئههايى بود كه شاه عليه روحانيت و حوزههاى علميه برانداخت، حضرت امام خمينى كه اين قبيل توطئههاى رژيم را پيشبينى مىكردند، به مناسبتهاى مختلف اقدام به افشاگرى آنها نمودند، ايشان طى نطق شديداللحنى طرح دانشگاه به اصطلاح اسلامى رژيم را رسوا ساخته و مشت او را در راهاندازى چنين توطئهاى باز كردند، معظمله با تطبيق دادن اين توطئه شاه براى تأسيس دانشگاه اسلامى با نقشه معاويه در قرآن سرنيزه كردن، افكار عامه را به شدت عليه آن شورانيدند. حضرت امام خمينى در تاريخ ٢٥/ ٢/ ٤٢ پس از آزادى از زندان طى نطقى فرمودند:
... مىخواهند آقايان( خنده دارد واقعا) دانشگاه اسلامى تأسيس كنند، شنيدهام چندين ميليون هم بودجه برايش درست كردهاند، شما اگر براى اسلام دلسوز هستيد خوب اين دانشگاه ما آنجاست چرا خرابش مىكنيد؟ ... مگر مىشود با دانشگاه اسلامى اسلام را شكست داد؟ مگر ما مىگذاريم شما دانشگاه اسلامى درست كنيد؟ ما تفسيق مىكنيم آنكه وارد بشود در آن دانشگاه، بين ملت از بين خواهد رفت، مگر اينها مىتوانند كه اسلام و مسلمين و علماى اسلام را تحت وزارت فرهنگ قرار بدهند. غلط مىكند آن وزارت فرهنگى كه دخالت در امر ديانت و اسلام مىكند. مگر ما مىگذاريم اين مطالب بشود. حضرت امام خمينى دسيسه ديگر شاه را كه با پوشش« سپاه دين» برنامهريزى و راهاندازى كرده بود، اينگونه برملا ساختند:« .. نغمه سپاه دين در شرايطى ساز مىشود كه دستگاه جبار هر روز ضربههاى پيگيرى به پيكر اسلام وارد مىكند ... اينك بر مسلمين غيور و خصوص نسل جوان و روشنفكر است كه با كمال جديت از اين نغمه ناموزون خانمانسوز اظهار تنفر كنند و مساجد و محافل دينى را هرچه بيشتر گرم كنند، و علاقه خود را به اسلام و علماء اعلام و وعاظ و خطباء محترم دامت بركاتهم، بيش از پيش ابراز نمايند و با اين اظهار علاقه مشتى محكم به دهان عمال استعمار خذلهماللّه بكوبند». ر. ك: صحيفه نور، جلد ١، صص ٧٩/ ٧٤ و سيد حميد روحانى، بررسى و تحليلى از نهضت امام خمينى، جلد ١، صص: ٢/ ٦٧١.
ايشان در پيامى به دانشجويان مقيم آمريكا و اروپا و كانادا، باز انگشت روى طرحهاى شيطنتآميز رژيم پهلوى گذاشته، نقشههاى او را در تسلطش بر حوزههاى علميه و به قبضه در آوردن مساجد و محافل اسلامى را، با اين بيانات افشاء كردند:
« در اين ميان اسفبارتر وضع ايران است كه رژيم آن مأموريت دارد با چاپ قرآن، تظاهر به اسلام به اسم« سپاه دين» سازمان اوقاف و عناوين فريبنده ديگر، يكباره اسلام را ريشه كن سازد، ملت اسلام را بيش از پيش به ذلت و اسارت بكشد، مسجد و محراب پيامبر اسلام را به صورت بنگاه تبليغاتى دربار ضد اسلامى خود در آورد، و براى اجراى اين نقشههاى شوم به كمك و مساعدت روحانى نماهاى خود فروخته و سرسپرده، نياز كامل دارد، و با همكارى آنان مىخواهد« مساجد و ديگر محافل اسلامى را قبضه كند» مراسم مذهبى را تحت نظارت و مراقبت خود درآورد، و به« حوزههاى علميه دست يابد». ر. ك: كوثر، جلد ١، صفحه: ٢٦، موسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى. و على دوانى، نهضت روحانيون ايران، جلد ٦، صفحه: ٤٨
شاه و طراحان سياستهاى او از ديرباز مىدانستند كه عالمان راستين، ديانت، آزادگى و عزت نفس را از مكتب حضرت امام جعفربن محمد الصادق( عليهالسلام) آموختهاند، زندگى و تحصيل در حجرههاى نمور و طاقت فرسا را بر مواهب شاهانه ترجيح داده، و به تجربه آموخته بود كه طلاب و عالمان راستين حتى از حضور و رفت و آمد در مدارسى كه توسط مؤمنان و عالمان فرهيخته و به منظور تحصيل طلاب علوم دينى تأسيس شده بود، ليكن اوقاف حكومت پهلوى مديريت آنها را غاصبانه بدست گرفته بود، خوددارى و كمال احتياط را به عمل مىآوردند، و مردم مسلمان نيز عالمان شاهپرورده را-- همچون بلعم باعورا، دور از حوزه دين دانسته، طرد آنان را واجب مىدانستند، با اين وصف طبيعى و بديهى مىنموده كه هر اقدامى عملى رژيم در حوزههاى علميه با شكست قطعى مواجه گردد، و راز عدم موفقيت نظام پهلوى در تأسيس دانشگاه اسلامى و امثال آن را( كه طرح راهاندازى آنها از بدو مبارزات ١٥ خرداد با فوريت هرچه تمام در دستور كار رژيم بوده است) در همين راستا ارزيابى مىگردد. از اين رو، اقدام آقاى شريعتمدارى در تأسيس دارالتبليغ در چنين شرايط و عدم توجه ايشان به پيشنهادات علماى موجه حوزه و به ويژه پس از غائله ٢٤/ ٩/ ٤٣ كه افرادى به طرفدارى ايشان جمعى از طلاب را به جرم حمايت از امام خمينى به باد كتك گرفته و آنان را مضروب و مجروح كردند كه بخشهايى از آن در اين مجموعه اسنادى اشاره شده است و نيز مشى منفىگرايانه ايشان در هماهنگى با علماء حوزههاى علميه، در خصوص مصالح ايجا بىحوزه و نهضت اسلامى.
نگرانيهايى را براى علماى متعهد حوزه و خصوصا حضرت امام خمينى بوجود آورده بود.